جمعه سیزدهم شهریور 1388
تولبار اختصاصی!
امیدوارم حالتون خوب باشه!
امروز میخوام براتون لینک دانلود تولبار اختصاصی خودم رو بذارم.
برخی از امکانات این نوار ابزار اختصاصی:
۱. امکان جستجو در سایت درحال بازدید
۲. دسترسی به عناوین آخرین مطالب همین وبلاگ
۳. آب و هوای شهر تهران
۴. امکان ارسال و دریافت پیام
۵. امکان چک کردن ایمیل به روشی بسیار آسان
۶. دسترسی به پادکست من
۷. شنیدن برنامه های رادیو معارف به صورت زنده
۸. دسترسی به آخرین اخبار ایران و جهان از تعداد زیادی از خبرگزاری ها
۹. ساعت
۱۰. از بابت این یکی شرمنده! دست خودم نیست که بخوام حذفش کنم. منظورم امکان پخش رادیوهای غربیه!
۱۱. و امکانات دیگــر...
منتظر نظرات شما در مورد این نوار ابزار هستم
موفق باشید...
دانلود ، حجم: ۱.۵۲ مگابایت
شنبه سوم مرداد 1388
رای گرفته شده ممکن است پس گرفته شود. حتی شما آقای احمدی نژاد!
«بدون عکس»
خوشبختانه یا متاسفانه، تاریخ ایرانی – اسلامی کشورمان عزیزمان، پر است از حکایت های عبرت آموز و به یاد ماندنی، اما صد افسوس که گاهی با غرور بی جا و تعصب های احمقانه به تکرار تاریخ فرصت می دهیم...!
اصلی ترین موضوع روزهای گذشته، انتخاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوانمعاون اولی ریاست جمهوری است، که در وحله اول و قبل از هر اندیشه ای دیگر، انسان را یک قدم به سمت اولیگاروشی و اخلاق ماکیاولیستی که در ریاست جمهوری نهم پایه ریزی شده است نزدیک می کند و به حقیقت بودن سخنان افرادی به مانند آقای خورشیدی که می گفت کابینه فامیل بازی است و اینهمه تکفیر شد بیشتر پی می بریم و نمی توان گفت همیشه، شایعات، شایعه هستند و به قول معروف: تانباشد چیزکی، مردم نگویند چیـــــــــزهـا!
اما اگر بخواهیم از سوابق مرد 39 ساله کابینه (نخوانید پدر زن، پسر رئیس جمهور و یار غار آقای احمدی نژاد) که به صورت خلاصه به این شرح است:
مدیر کل اجتماعی وزارت کشور
مدیر شبکه رادیو پیام
مدیر شبکه رادیو تهران
معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران
رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن
جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور
عضو شورای نظارت بر صدا و سیما
عضو شورای فرهنگی دولت
نمی توان به این سهولت از انتقاداتی که به ایشان – جدای از ایراداتی که به دلیل تصدی هر کدام از سمت های بالا به ایشان وارد است- وارد شده است، گذشت.
اظهار نظر جالب ایشان مبنی بر اینکه نام خلیج فارس بیش از 30 میلیون سال(خوب دقت کنید) قدمت دارد، حضور ایشان در مجلس رقص(بخوانید ایروبیک!) زنان در کشور همسایه، تـرکیه، حمل قرآن در یکی از مراسم سازمان تحت الامر ایشان با موسیقی و حرکات موزون، تلاش برای ادقام سازمان حج و زیارت با سارمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به ریاست خودشان و آخرین مورد که با عث دردسرهای زیادی هم برای خودشان و هم برای نظام شد و حتی اعتراض علما و روحانیون و دیگر اقشار جامعه را در بر داشت و تا آنجا که 200 تن از نمایندگان مجلس برای جواب دادن به سوالاتشان او را به مجلس کشاندند و باز هم قاعله ختم نشد تا خود مقام معظم رهبری مستقیماً مداخله کرده و موضوع را فیصله دادند، صحب آقای مشایی در مورد دوستی با اسراییل بود!!_(مگه میشه؟ ... حالا که شده!)
خوب همانطور که مسحضرید، جمهوری اسلامی ایران، یکا نظامی است یدئولوژیک که بر پایه تفکر و یک ایدئولوژی اسلامی پایه گزاری شده است و نیز چیزی غیر از دین و شرع بر قوانین و رفتار این رژیم سایه ننداخته است.
اینجا 3 سوال پیش می آید: 1) مگر دشمنی با اسراییل جزیی از ایدئولوژی نظام ما نیست؟ 2) مگر رقص زنان در برابر دیدگان نامحرمان جایز است؟ 3)مگز قرآن را می توان با اسباب لهو و لعب همراه ساخت؟
در جواب یاد گفت: اسراییل به ایران در قرن 21 دشمن نیست! و همه را باید دوست بداریم تا صلح برقرار شود. امام راحل(ره) هم با توجه جو 30 سال پیش چنین سخنانی را مطرح و بیان فرموده اند که دیگر امروزه کاربردی ندارد. البته مقتم معظم رهبری(حفظ الله) هم زیاد مته به خشخاش می گذارند و بیش از انداز حساس شدده اند! باور ندارید؟! آقای مشایی این سخنان را با بیانشان تأیید فرموده اند!
در مورد رقص زنان نامحرم هم، باید گفت زیاد اشکالی ندارد. اگر فقط یک دفعه باشد. اسلام رقص زنان در برابر نامحرمان را برای همه حـرام نکرده است و قوانین اسلامی نیز مثل تمامی قوانی دیگر استثناهایی را نیز دارد، نمونه اش آقای مشایی است!
قرآن که چیزی جز چند ورق و مقداری مرکب نیست! معجزه الهی و کلام خداوند و احترام به قرآن را تماماً این آخوندها درست کرده اند تا من و شما را سرگرم کنند و اگر کسی به آن بی احترامی کند، هیچ اشکالی ندارد، باور ندارید؟ از آقای مشایی بپرسید!
البته زیاد سخت نگیرید؛ آن عده ای که امروز به معاونت اولی ایشان اعتراض دارند، همانطور که سایت ایشان نیز آمده، به علت حسادت است و نه چیز دیگری...!
بگذریم... رحیم مشایی که گناهی ندارد! گناه از آن کسانی است که دست رهبری را می بوسند و با اعمالشان چنگ به صورت ایشان می کشند. کسانی که به او می گویند امام، اما دریغ از کمترین ارادتی که نسبت به ایشان داشته باشند...
به قول آیت الله سید احمد خاتمی: عزل مشایی، یک امتحان ولایی بود
پس از گذشت هفت روز از ارسال نامه حضرت آیت الله خامنه ای به ریاست محترم جمهور، ایشان حتی حاضر نشدند کوچکترین حرکتی در راستای عزل مشایی انجام دهند و حتی در یک اقدامی غیر منتظره ریاست جلسه هیئت دولت را نیز به ایشان واگذار کردند که وزرا با یک حرکت هماهنگ جلسه را ترک گفتند...
امروز کسانی با به زمین مخالفت و اعتراض به نافرمانی از رهبری توسط ریاست جمهوری گذاشته اند که دیگر نمی توان آنها را دستبند سبز زد، بلکه کسانی هستند که از یاوران قدیمی رییس جمهور به شمار می آند. آیت احمد خاتمی که هاشمی دوست نیست! احمد توکلی که از حزب مشارکت برنخواسته است! بسیج دانشجویی که دیگر تحت تعلیمات غرب شانتاژ نشده است و ....................
حرف آخــــــــــــــــــــــــــــــر:
تمامی حرکات و فعالیت ها باید حول محور رهبری باشد، یعنی ایشان به عنوان حبل المتین برای ایران و نظام اسلامی آن به شمار می آیند و هرکس که بخواهد از دستورات و فرمایشات ایشان تخطی کند دیگر در بین ایرانیان، مقبولیت و محبوبیت نخواهد داشت.
شنبه دوم خرداد 1388
شبکه بی بی سی فارسی!
درست در فاصله زمانی 7 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری در ایران، شبکه خبری بی بی سی، که متعلق به وزارت خارجه ی کشور بریتانیامی باشد به زبان فـارسی شروع به کار کرد و البته نه به صورت 24 ساعته. ناگفته نماند که قبل از این هم تلویزیون های دولتی و به زبان فارسی اقدام به پخش برنامه نموده اند که نمونه بارز آن صدای آمریکا یا همان VOA است، که این شبکه ماهواره ای هم مطعلق به وزارت خارجه ی ایالات متحده می باشد و تنها یک روند و آن هم مبارزه رسانه ای با رژیم حاکم بر ایران را دنبال می کنند.
اما جا دارد دلیل اصلی تأسیس این نوع تلویزیون ها را که همان ارتباط مستقیم دولتی با ملّت یک کشور را از یاد نبرد و همچنین به خاطر داشته باشیم که تبلیغات رسانه ای، امروزه نقش بسیار بالایی را در دو جبهه تهاجم فرهنگی(یا همان تبادل فرهنگ ها) و جنگ روانی بازی می کنند و می توان گفت خط مقدمی برای دستیابی به این دو هدف هستند.
شبکه بی بی سی فارسی زبان در ابتدا با پخش برنامه های جالب، سر گرم کننده، مستند و کلاً با پخش برنامه هایی که کمتر رنگ و بوی سیاست داشت، کار خود را ادامه می داد و هیچگاه به مانند سایر تلویزیون های اپوزوسیون به صورت مستقیم و تند، دست به انتقاد نمی زد. البته این یکی از شگرد های جذب مخاطب برای این شبکه خبری به شمار می آید. کیفیت بالای تصاویر، تنوع برنامه، مصاحبه با ایرانی های ساکن ایران، محدود بودن ساعت پخش، استفاده از کارشناسان و مجریان غیر آشنا و البته فارسی زبان، پرداختن به تمام موضوعات مختلف و تنها سیاسی نبودن و میانه روی برنامه های این شبکه همه و همه حاکی از شکل گیری جریانی قوی بر ضد رژیم ایران بود.
البته زمانیکه به تاریخ ساخت برخی از مستندات و مجموعه های آن نگاه می اندازیم، به درستی و روشنی پی می ریم که تنها هفت ماه مانده به انتخابات این شبکه راه اندازی نشده است، بلکه چندین سال است که برای راه اندازی آن تلاش شده است!
با فرارسیدن زمان انتخابات، سمت و سوی برنامه های این شبکه بالطبع به سمت این مسئله مهم سوق پیدا کرده است و جالب آنجاست که 3 موضوع، مدّ نظر آنهاست:
یکی، مخدوش کردن جلوه دموکراسی نظام اسلامی حاکم بر ایران
دوم، تخریب دولت حاکمه
سوم، حمایت از جناح چپ یا همان اصلاح طلبان
که در اینجا فقط به بیان همین 3 سر فصل اکتفا می کنم./
در همین زمینه جالب است بدانید:
غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی پخش برنامه های فارسی شبکه تلویزیونی بی بی سی را تهدیدی برای امنیت ملی دانست.
شمس الواعظين مشاور بي بي سي فارسي است ، اين شبكه 150 خبرنگار ، 150 نيروي فني و 50 نيروي اداري دارد ، در ايران اجازه تاسيس دفتر به اين شبكه نداده اند و فعلا از دفتر اصلي بي بي سي استفاده مي كنند . بسياري از نيروهاي خبرنگار اين شبكه از روزنامه نگاران روزنامه هاي توقيف شده اصلاح طلب هستند . اين شبكه براي خود 170 ميليون فارسي زبان در سراسر جهان ر ابه عنوان مخاطبان خود تعريف كرده است . به گفته دكتر آشنا اگر چه بخشي از بودجه بي بي سي از سوي وزارت خارجه بريتانيا تامين مي شود اما اين بي بي سي است كه براي وزارت خارجه رهنمود مي دهد نه بر عكس!
دوشنبه سوم فروردین 1388
سال نـــــو مبــارک
![]()
..
![]()
امید است سال ۱۳۸۸ خورشیدی برای تمام ایرانیان سالی خوش و پربرکت باشد و جهانی پر از صلح و آرامش داشته باشیم.
![]()
..
![]()
..
![]()
الهم عجل لولیک الفرج

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
سـعـادت؟!
یکی از پیچیده ترین مفاهیمی که برای انسان از ابتدای خلقتش به صورت یک مجهول بزرگ درامده ونیز زمینه ساز زاده شدن انواع مکتب های انسانی (چه مادی وچه معنوی) شده است و در طول سالیان دراز اندیشمندان وعالمان در راه یافتن پاسخی برای ان شده اند "سعادت" است به راستی "سعادت" چیست؟ و "سعادتمند" کیست؟ ایا این واژه ی زیبا و پرمعنی و ژرف پاداش برای انسان های خوب و خیرخواه است یا هدف والای انسان برای رسیدن به کمالات خویش است؟! در طول تاریخ بشر کسانی امده اند تا این کلمه را برای ما روشن نمایند وبه ما بفهمانند که سعادت یعنی چه اما انچه که واضع است این است که هنوز به طور کامل و دقیق این لغت معنی نشده است! و به طور معمولی با ان اشنا نشده ایم پیامبران در طول سالهای قبل و در مدت های کوتاه و بلند هر یک از جانب خداوند تبارک وتعالی مبعوث شدند تا همگان را بسوی او فراخوانند و به مردم راه راست و سعادت دنیا و اخرت را نشان دهند زیر انان که خداوند را به عنوان خالق و صاحب اصلی این جهان می دانستند رسیدن به او و رضایت وی را به عنوان سعادت و سعادتمندی می شناختند. راستی گفتم اخرت! ایا جهان پس از مرگ وجود دارد. ایا پایان این زندگی در دنیا و ذخیره ای برای اخرت است؟! ایا انسان در دنیای پس از مرگ نیز می تواند سعادتمند شود؟! انچه که واضع است و در تمام ادیان گذشته نیز به ان اشاره است و تقریبا در بین همه ی انسانها به صورت یک اصل غیر قابل انکار در امده این است که با مرگ همه چیز تمام نمی شود و دنیا یی دیگر نیز بعد از مرگ وجود دارد که البته از جنس این زیبا نیست و عالمان دین نیز بر این عقیده اند که هدف انسان از زندگی در دنیا تنها خوردن و خوابیدن و سپری نمودن این چند روز عمر نیست بلکه اماده می شویم برای دنیایی دیگر توشه بر می داریم برای سفری ابدی اما چطور می شود که بعد از مرگ دوباره برکالبد انسان روح دمیده شود. اما قبل از شرح این مطلب لازم می دانم به نکته ای درباب هدف دار بودن این جهان اشاره نمایم همه ی ما انسان ها با توبه به میل پرسیدن که به طور غریزی در فطرت پاک ما وجود دارد میل به پرسیدن داریم و همان طور که شاهد ان هستیم هر شخص عاقل و بالغ در هر گوشه از دنیا معبودی برای پرسیدن خویش بر گزیده است اما در این بین کسانی که خداوند(خدایی که دیده نمی شود وتنها می توان او را از روی نشانه هایش دید وشناخت) را می پرستند و او را دارای صفات افضل می دانند و هرگونه صفت کژ و قبیح و زشت را از او مبری می دانند او را شخصی حکیم نیز می دانند حکیم به شخصی اطلاق می شود که هر کار او حکمت دارد وهیچگاه کاری لغو و بیهوده و بدون دلیل عقلی انجام نمی دهد. حال که ما خداوند را که صاحب جهان می دانیم وصفاتی چون حکیم و قادر و عالم را به او بر گزیده ای چگونه می تواند انسان که بالاترین مخلوقات است را بدون هدف خلق نموده است که اعتقاد به بدون هدف خلق شدن انسان هیچ سنخیتی با خداپرستی ندارد و بلکه زندگی کاملا هدف دار است. اما هدف از این خلفت به صراحت در کتاب قران که معجزه و کتاب دینی دین مبین اسلام است. از زبان خود خداوند بیان شده است . حال باز گردیم به مسئله چگونه زنده شدن دوباره ی مردگان. دوباره زنده شدن و تجدید حیات شاید در نگاه اول امری بسیاری غیر طبیعی و غیر قابل ممکن باشد اما باید ذکر کرد برای بشر و انکه خود زاده ی دست دیگری است این امر غیر قابل ممکن و محال می باشد اما برای خالقی که از هیچ انسان می سازد این مورد نیز امری بسیار ساده و طبیعی است البته این حیات دوباره چندان هم از ذهن دور نیست همانطور که در طبیعت شاهد ان هستیم هر ساله درختانی که به خواب زمستان عمیق فرو می رود و سبزی و طراوت خود را از دست می دهند دوباره با شروع فصل بهار حیات دوباره پیدا می کنند و زندگی ای نو را اغاز می نماید. یا انسان در زمان خواب، ادمی همانطور که به خواب فرو می رود و دوباره بیدار می شود حیات بعد از مرگ نیزچنین است. در حدیث از حضرت معصوم نقل شده است: خواب برادرمرگ است. ودر جایی دیگر امده است: زمانی که انسان به خواب می رود روح وی به نزد خدا باز می گردد و همه ی روح ها در یک جا جمع می شود انگاه خداوند هر شخص را که بخواهد به عمر خویش ادامه دهد وزنده بماند روحش را به او باز می گرداند تا بیدار شود وانان که عجلشان سر رسیده روح شان باز نمی گردد.
دلیلی دیگر و تاریخی اما واقعی برای حیات پس از مرگ این است که مگر در زمان های دور پیامبران الهی به اذن و خواست خداوند برای معجزه مردگان را زنده نمی کردند و مگر روایات و داستانهایی در این زمینه چه در اسلام و چه در دیگر ادیان الهی بیان نشده است؟! اما سعادت چیست؟ کمال انسان چیست؟ همانطور که از روایات اهل البیت و ایات قرانی پیداست هدف نهایی افرینش انسان وکمال نهایی که منجربه سعادت می شود نزدیکی به خدا (قرب به خدا) و رضایت اوست و این رضایت و قرب خدا به دست ما انسانها است که انتخاب نمایم یا خیر همانطور که خداوند ما را از هیچ افرید و از عدم به دنیا اورد قدرت اختیار را در کنار تعقل نیز به ما واگزار نمود تا بتوانیم راه زندگی خود را خود انتخاب نمایئم و به راه سعادت برویم یا به راه شقاوت اما بعد از افرینش و بخشیدن استعدادهای گوناگون به ادمی برای انکه راه به روشنی مشخص باشد پیامبران و منزانی را برای مـا قرارداد تا در موقع اخرت هیچ عذر و بهانه ای وجود نداشته باشد و به درستی کسانی که به درگاه خداوند مهربان تقرب جسته اند لذت وعظمت هستی را چشیده اند و عملا این حقیقت را یافته اند که نعمت حیات پرتویی از افتاب رحمت حق است و هستی وجود انسان نشئت گرفته از لطف وانعام الهی است :
ما نبودیم وتقاضامان نبود لطف تو نا گفته ی ما می شنود
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
غزه
در برابر هجوم طوفان و آتش
تنمان نمی هراسد از مرگ
آری ماییم و لشکر آنان
جانمان بی تاب و سنگ در دست

جمعه بیستم دی 1387
السلام علیک یا اباعبدالله
چند مدتی است که به دلیل مشغله زیاد و کمی هم به دلیل درس و مشق دانشگاهی، تنونستم وبلاگن رو به روز کنم و از کنار خیلی از وقایع و مناسبت ها و... به سادگی عبور کردم.
اما امروز دیگه دیدم طاقت ندارم! و تصمیم گرفتم به صورت فی البداهه به روز بشم!و هرچی به ذهنم می رسه مستقیم در وبلاگم یادداشت کنم.
السلام علیک یا حسین بن علی
آری، بار دیگر نحرم فرارسید و دل های عاشقان و عارفان را بی تاب کرد و گرد حزن و اندوه خود را بر جان دلدادگان پاشید. بار دیگر ظهر عاشورا بر پا شد تا ندای حسین بن علی در گوش جهان و تاریخ طنین انداز شود و هرگز رخت کهنگی بر تن نپوشد.
امیدوارم عزاداریهای شما عزیزان بر درگاه حضرت حق مورد قبول قرار گرفته باشد.
...
...
و اما غزه... انشالله تحلیل کامل خود را در این ارتباط طی امروز و فردا خواهم نوشت...
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386
حسین (ع) نوری که هرگز خاموش نشود...
تا کربلا تا حرم حسین و بین الحرمین
بوی محرم که می آد دل آدما رو غم می گیره
خدا برای حسین و بچه هاش مجلس ماتم می گیره
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
شعر نو
هر قدر از سنگ باشد سینه ام باز می سوزم در آتش عشق حسین
می دانم که چقدر گناهکارما اما باز در هر مشکلی می روم سوی حسین
می دانم هرچه هستم نیستم بنده ای خوب
ولی باشم من رو سیاه دلدار حسین
ولی باز در ته دلم صدایی می آید
که مرا باز می خواند به سوی حسین
شنبه بیست و دوم دی 1386
حسین (ع) نوری که هرگز خاموش نشود...
بار دیگر شهر سیاه پوش است و قافله ی شاه دین به مقصدش رسیده است. بار دیگر تکرار حماسه ای اتفاق می افتد که سالیان سال است که پابرجاست و نهضتی است که خاموشی ندارد. بار دیگر برگی از کهن کتاب تاریخ ورق می خورد و از پس پرده های غبار آلود و پر رمز و راز خود کلماتی را به صفحه می کشد که سرود شهادت و اسارت را در گوش آدمی زمزمه می نماید. باز زبان تاریخ به نقالی داستان کربلا می پردازد و از محرم ماه حسین می گوید... .

سه شنبه ششم شهریور 1386
خورشید 15 شعبان
شده نیمه ی شعبان و دلم خوشحال است
متولد شده آن وعده ی حق
آمد به جهان ختم امامان و رسولان خدا
آری، آری امشب چه دلم چراغان است
چراغ امید دلم، به به چه تابان است...!
سه شنبه ششم شهریور 1386
نیمه شعبان
السلام علیک یا بقیه الله العظم....
سلام
سلام بر تو ای زاده ی 15 شعبان.سلامی از جنس مردمان خاکی این روزگار اتنظار، سلام بر تو که از نسل آفتاب و از تبار اقیانوسی و زاده ی ققنوسی در لباس آدمی میباشی.سلام بر تو ای مهربان که خداوند را از خلقتت مباهات و مخلوقش از فرمانبری تو بسی سعادت. سالی دیگر هم از ولادت تو ای شهزاده ی نیکوخصال میگذرد و همچنان چشم منتظرانت در حسرت دیدن رویت بارانی و قلب مشتاقانت از دوری و فصل تو در تب و تاب.
یاور و مولای بی مثال، ما را لیاقت دیدار تو نیست و اگر هم دیده ایم، یقین، ندانسته ایم کیستی و در بین مردمان به چه کاری؟ ولی امید است در زمان ظهورت زنده و پا در رکابت باشیم و نه فی ضلالٍ مبین!

جمعه بیست و ششم مرداد 1386
اعیاد شعبانیه
میلاد امامان عشق(حسین(ع))
ادب(اباالفضل(ع))
و پایداری(سجاد(ع))
مبارک باد.
تپش سینه ی من اینو میخوونه ... که تو شاه عالمی منم دیوونه.........
جمعه یکم تیر 1386
شاید این جمعه بیاید... شاید...
اولین جمعه از فصل گرم و پر انرژی تابستان را نیز درحال سپری کردنیم اما چشم در راه چشم در راه مردی از تبار نور و به وسعت اقیانوس... یاری مهربان و صمیمی... گم کرده ای در همین نزدیکی...
..
..
..
ای دوسه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله راکم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی...مرحوم آقاسی
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
الهم عجل لولیک الفرج
فردا که آید
آخرین روز بهار است
اما چه فرقی دارد آقا
سالهاست که بی تو بهاری را نداریم
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
ستاره ای بدرخشید و ماه منزل شد
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
چه روزها یک به یک غروب شد نیامدی
پنجشنبه نهم فروردین 1386
تبریک... تبریک...
السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان
روز تاج گذاری سرور کائنات و منجی بشر را خدمتتون تبریک و شاد باش عرض می کنم
پنجشنبه نهم فروردین 1386
چه برفی میاد اینجا!!
چه برفی میاد اینجا!!؟ جاتئن خالی مشهد الرضا هستم نمی دونید چهبرفی شروع به باریدن کرده. جاتون خیلی خالیه
شنبه چهارم فروردین 1386
بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
چهارمین روز نوروز هم سپری شد، تا چهار روز از عمر ما را کم کند!
نمی دانم تا الآن نوروزتان چگونه بوده است، ولی امیدوارم که دست خالی نمانده باشید و حداقل کمی بیشتر از گذشته به سال قبل فکر کرده باشید و از حوادث تلخ و شیرین آن تجربیات زیادی کسب کرده باشید، و نیز امیدوارم که تصمیم بر متحول شدن و نو شدن در سال جدید داشته باشید. بگذریم... چند روزی را به مسافرت خواهم رفت، اگر خدا توفیق بدهد در هر شهری که بتوانم وبلاگم را به روز خواهم کرد!
پنجشنبه دوم فروردین 1386
سلام، سلامی از جنس دوباره!!
غیبت طولانی مدتی برای وبلاگم داشتم، اما اکنون آمده ام تا با جدیت بیشتری به اوضاع و احوال وبلاگم برسم تا از این حل سکون و درجا زدن نجاتش دهم. مرا با نظرات خود یاری نمایید./![]()
جمعه هفدهم شهریور 1385
ستاره بریزید آمد ماه فاطمه!
سلام به همه ی بچه شیعه ها
میلاد آخرین نور خاندان نبوت٬ قطب دایره عالم امکان٬ حضرت بقیه الله العظم رو بهمتووووووووون تبریک و شادباش عرض میکنم![]()
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385
فان حزب الله هم الغالبون
پیروزی مسرت بخش و غرور آفرین حزب الله لبنان بر همگان مبارک ![]()

سه شنبه دهم مرداد 1385
سلام روز به خیر...!!!!
این آدرس جدید وبلاگ مشترک دوستم آقا ابوالفضل با منه!
حتما یه سر بزنید![]()


