تبليغاتX
ღღღعشق علیه السلامღღღ

شنبه سوم مرداد 1388

رای گرفته شده ممکن است پس گرفته شود. حتی شما آقای احمدی نژاد!

«بدون عکس»

خوشبختانه یا متاسفانه، تاریخ ایرانی – اسلامی کشورمان عزیزمان، پر است از حکایت های عبرت آموز و به یاد ماندنی، اما صد افسوس که گاهی با غرور بی جا و تعصب های احمقانه به تکرار تاریخ فرصت می دهیم...!

 

اصلی ترین موضوع روزهای گذشته، انتخاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوانمعاون اولی ریاست جمهوری است، که در وحله اول و قبل از هر اندیشه ای دیگر، انسان را یک قدم به سمت اولیگاروشی و اخلاق ماکیاولیستی که در ریاست جمهوری نهم پایه ریزی شده است نزدیک می کند و به حقیقت بودن سخنان افرادی به مانند آقای خورشیدی که می گفت کابینه فامیل بازی است و اینهمه تکفیر شد بیشتر پی می بریم و نمی توان گفت همیشه، شایعات، شایعه هستند و به قول معروف: تانباشد چیزکی، مردم نگویند چیـــــــــزهـا!

اما اگر بخواهیم از سوابق مرد 39 ساله کابینه (نخوانید پدر زن، پسر رئیس جمهور و یار غار آقای احمدی نژاد) که به صورت خلاصه به این شرح است:

مدیر کل اجتماعی وزارت کشور

مدیر شبکه رادیو پیام

مدیر شبکه رادیو تهران

معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران

رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن

جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور

عضو شورای نظارت بر صدا و سیما

عضو شورای فرهنگی دولت

 

نمی توان به این سهولت از انتقاداتی که به ایشان – جدای از ایراداتی که به دلیل تصدی هر کدام از سمت های بالا به ایشان وارد است- وارد شده است، گذشت.

اظهار نظر جالب ایشان مبنی بر اینکه نام خلیج فارس بیش از 30 میلیون سال(خوب دقت کنید) قدمت دارد، حضور ایشان در مجلس رقص(بخوانید ایروبیک!) زنان در کشور همسایه، تـرکیه، حمل قرآن در یکی از مراسم سازمان تحت الامر ایشان با موسیقی و حرکات موزون، تلاش برای ادقام سازمان حج و زیارت با سارمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به ریاست خودشان و آخرین مورد که با عث دردسرهای زیادی هم برای خودشان و هم برای نظام شد و حتی اعتراض علما و روحانیون و دیگر اقشار جامعه را در بر داشت و تا آنجا که 200 تن از نمایندگان مجلس برای جواب دادن به سوالاتشان او را به مجلس کشاندند و باز هم قاعله ختم نشد تا خود مقام معظم رهبری مستقیماً مداخله کرده و موضوع را فیصله دادند، صحب آقای مشایی در مورد دوستی با اسراییل بود!!_(مگه میشه؟ ... حالا که شده!)

خوب همانطور که مسحضرید، جمهوری اسلامی ایران، یکا نظامی است یدئولوژیک که بر پایه تفکر و یک ایدئولوژی اسلامی پایه گزاری شده است و نیز چیزی غیر از دین و شرع بر قوانین و رفتار این رژیم سایه ننداخته است.

اینجا 3 سوال پیش می آید: 1) مگر دشمنی با اسراییل جزیی از ایدئولوژی نظام ما نیست؟ 2) مگر رقص زنان در برابر دیدگان نامحرمان جایز است؟ 3)مگز قرآن را می توان با اسباب لهو و لعب همراه ساخت؟

در جواب یاد گفت: اسراییل به ایران در قرن 21 دشمن نیست! و همه را باید دوست بداریم تا صلح برقرار شود. امام راحل(ره) هم با توجه جو 30 سال پیش چنین سخنانی را مطرح و بیان فرموده اند که دیگر امروزه کاربردی ندارد. البته مقتم معظم رهبری(حفظ الله) هم زیاد مته به خشخاش می گذارند و بیش از انداز حساس شدده اند!  باور ندارید؟!  آقای مشایی این سخنان را با بیانشان تأیید فرموده اند!

در مورد رقص زنان نامحرم هم، باید گفت زیاد اشکالی ندارد. اگر فقط یک دفعه باشد. اسلام رقص زنان در برابر نامحرمان را برای همه حـرام نکرده است و قوانین اسلامی نیز مثل تمامی قوانی دیگر استثناهایی را نیز دارد، نمونه اش آقای مشایی است!

قرآن که چیزی جز چند ورق و مقداری مرکب نیست! معجزه الهی و کلام خداوند و احترام به قرآن را تماماً این آخوندها درست کرده اند تا من و شما را سرگرم کنند و اگر کسی به آن بی احترامی کند، هیچ اشکالی ندارد، باور ندارید؟ از آقای مشایی بپرسید!

البته زیاد سخت نگیرید؛ آن عده ای که امروز به معاونت اولی ایشان اعتراض دارند، همانطور که سایت ایشان نیز آمده، به علت حسادت است و نه چیز دیگری...!

بگذریم... رحیم مشایی که گناهی ندارد! گناه از آن کسانی است که دست رهبری را می بوسند و با اعمالشان چنگ به صورت ایشان می کشند. کسانی که به او می گویند امام، اما دریغ از کمترین ارادتی که نسبت به ایشان داشته باشند...

 

به قول آیت الله سید احمد خاتمی: عزل مشایی، یک امتحان ولایی بود

 

پس از گذشت هفت روز از ارسال نامه حضرت آیت الله خامنه ای به ریاست محترم جمهور، ایشان حتی حاضر نشدند کوچکترین حرکتی در راستای عزل مشایی انجام دهند و حتی در یک اقدامی غیر منتظره ریاست جلسه هیئت دولت را نیز به ایشان واگذار کردند که وزرا با یک حرکت هماهنگ جلسه را ترک گفتند...

امروز کسانی با به زمین مخالفت و اعتراض به نافرمانی از رهبری توسط ریاست جمهوری گذاشته اند که دیگر نمی توان آنها را دستبند سبز زد، بلکه کسانی هستند که از یاوران قدیمی رییس جمهور به شمار می آند. آیت احمد خاتمی که هاشمی دوست نیست! احمد توکلی که از حزب مشارکت برنخواسته است! بسیج دانشجویی که دیگر تحت تعلیمات غرب شانتاژ نشده است و ....................

 

حرف آخــــــــــــــــــــــــــــــر:

تمامی حرکات و فعالیت ها باید حول محور رهبری باشد، یعنی ایشان به عنوان حبل المتین برای ایران و نظام اسلامی آن به شمار می آیند و هرکس که بخواهد از دستورات و فرمایشات ایشان تخطی کند دیگر در بین ایرانیان، مقبولیت و محبوبیت نخواهد داشت.

نوشته شده توسط جلال زاده در 14:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم خرداد 1388

شبکه بی بی سی فارسی!

درست در فاصله زمانی 7 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری در ایران، شبکه خبری بی بی سی، که متعلق به وزارت خارجه ی کشور بریتانیامی باشد به زبان فـارسی شروع به کار کرد و البته نه به صورت 24 ساعته. ناگفته نماند که قبل از این هم تلویزیون های دولتی و به زبان فارسی اقدام به پخش برنامه نموده اند که نمونه بارز آن صدای آمریکا یا همان VOA است، که این شبکه ماهواره ای هم مطعلق به وزارت خارجه ی ایالات متحده می باشد و تنها یک روند و آن هم مبارزه رسانه ای با رژیم حاکم بر ایران را دنبال می کنند.

اما جا دارد دلیل اصلی تأسیس این نوع تلویزیون ها را که همان ارتباط مستقیم دولتی با ملّت یک کشور را از یاد نبرد و همچنین به خاطر داشته باشیم که تبلیغات رسانه ای، امروزه نقش بسیار بالایی را در دو جبهه تهاجم فرهنگی(یا همان تبادل فرهنگ ها) و جنگ روانی بازی می کنند و می توان گفت خط مقدمی برای دستیابی به این دو هدف هستند.

شبکه بی بی سی فارسی زبان در ابتدا با پخش برنامه های جالب، سر گرم کننده، مستند و کلاً با پخش برنامه هایی که کمتر رنگ و بوی سیاست داشت، کار خود را ادامه می داد و هیچگاه به مانند سایر تلویزیون های اپوزوسیون به صورت مستقیم و تند، دست به انتقاد نمی زد. البته این یکی از شگرد های جذب مخاطب برای این شبکه خبری به شمار می آید. کیفیت بالای تصاویر، تنوع برنامه، مصاحبه با ایرانی های ساکن ایران، محدود بودن ساعت پخش، استفاده از کارشناسان و مجریان غیر آشنا و البته فارسی زبان، پرداختن به تمام موضوعات مختلف و تنها سیاسی نبودن و میانه روی برنامه های این شبکه همه و همه حاکی از شکل گیری جریانی قوی بر ضد رژیم ایران بود.

البته زمانیکه به تاریخ ساخت برخی از مستندات و مجموعه های آن نگاه می اندازیم، به درستی و روشنی پی می ریم که تنها هفت ماه مانده به انتخابات این شبکه راه اندازی نشده است، بلکه چندین سال است که برای راه اندازی آن تلاش شده است!

با فرارسیدن زمان انتخابات، سمت و سوی برنامه های این شبکه بالطبع به سمت این مسئله مهم سوق پیدا کرده است و جالب آنجاست که 3 موضوع، مدّ نظر آنهاست:

یکی، مخدوش کردن جلوه دموکراسی نظام اسلامی حاکم بر ایران

دوم، تخریب دولت حاکمه

سوم، حمایت از جناح چپ یا همان اصلاح طلبان

که در اینجا فقط به بیان همین 3 سر فصل اکتفا می کنم./

در همین زمینه جالب است بدانید:

غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی پخش برنامه های فارسی شبکه تلویزیونی بی بی سی را تهدیدی برای امنیت ملی دانست.

شمس الواعظين مشاور بي بي سي فارسي است ، اين شبكه 150 خبرنگار ، 150 نيروي فني و 50 نيروي اداري دارد ، در ايران اجازه تاسيس دفتر به اين شبكه نداده اند و فعلا از دفتر اصلي بي بي سي استفاده مي كنند . بسياري از نيروهاي خبرنگار اين شبكه از روزنامه نگاران روزنامه هاي توقيف شده اصلاح طلب هستند . اين شبكه براي خود 170 ميليون فارسي زبان در سراسر جهان ر ابه عنوان مخاطبان خود تعريف كرده است . به گفته دكتر آشنا اگر چه بخشي از بودجه بي بي سي از سوي وزارت خارجه بريتانيا تامين مي شود اما اين بي بي سي است كه براي وزارت خارجه رهنمود مي دهد نه بر عكس!

نوشته شده توسط جلال زاده در 15:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم خرداد 1387

ایران، حزب الله، سوریه

یکی از راه های تضعیف ایران در عرصه ی بین المللی ایجاد  فاصله بین این رژیم  با هم پیمانانش می باشد بطوریکه طی بازی جدید سیاسی غرب و پس از آنکه ناکامی خود را در رویارویی مستقیم با ایران دید برآن شدند تا بطور غیر مستقیم از قدرت سیاسی و نظامی وی در منطقه بکاهند و اولین ضربه ی مستقیم را با جنگ با حزب الله (جنگ ۳۳ روزه)  به راه انداختند تا با این نقشه که حزب الله را شکست داده و طی آن سوریه را وادار به تسلیم نمایند پس، ایران تنها می شود!

اما بعد از شکست در آن جنگ و عملی نشدنی این نقشه ی مفتضحانه از سمتی دیگر به این جریان حمله ور شدند و با طرح خلع سلاح حزب الله توسط دولت حاکم و نیز سوق دادن اسرائیل به سمت سوریه برای مذاکره و صلح بخشی تازه در تحولات سیاسی خاورمیانه را بوجود آوردند اما طبق گذشته به اقبالی دست نیافتند. در جریان خلع سلاح حزب الله که به دنبال آن بحران سیاسی را برای لبنان درست کرد غافل از آن بودند که این حزب مردمی بسیار محبوب تر و ریشه دارتر از این صحبتهاست که بتوان به راحتی بازیچه قرار گیرند و نه تنها در بین شیعیان لبنان بلکه در بین دیگر پیروان ادیان لبنانی و حتی خارج از لبنان نیز هوادارانی بسیار دارند که البته رهبری کاریزماتیک و هوشمندانه سید حسن نصرالله را نمی توان نادیده گرفت.

از طرف دیگر قبل ازمذاکره اسرائیل با سوریه ایجاد یک جو جهان برعلیه سوریه به بهانه ساخت و ایجاد نیروگاه هسته ای عرصه را به این کشور کمی تنگ نمود تا آنان راهی غیر از پذیرش مذاکره نداشته باشند. با توجه به اینکه اسرائیل پیشنهاد مذاکره با سوریه را داده بود اگر سوریه نمی پذیرفت از لحاظ سیاسی وجه ای خوب نداشت و اسرائیل خود را شخصی صلح طلب جا می زد که با پیشنهاد این مذاکره تن به یک دیپلماسی سازشی داده بود و اگر سوریه نمی پذیرفت آنگاه وضع بسیار فرق می کرد. البته پذیرفتن این مذاکرات از جانب سوریه باعث شد تا نظرات درباره ی این کشور مثبت تر شود البته سوریه هم با زیرکی تمام عرصه را نباخت و با طرح شروطی برای صلح این امر را تقریبا تا حد ناممکن پیش برد. این شروط عبارت بودند از باگردانی بلندیهای جولان به این کشور- حل بحران سیاسی لبنان و... که حل شدن هریک از این شروط به معنی قدرت دوباره گرفتن سوریه بودکه درادامه ی راه کار را کمی برای غرب سخت می نمود و حل نشدن این شروط به معنی شکستی دیگر در کارنامه ی رژیم اشغالگر قدس بود
نوشته شده توسط جلال زاده در 20:51 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم خرداد 1387

خروج از بحران

این روزها بزرگترین و بهترین تحول در خاورمیانه، تحولات لبنان و پیروزی حزب الله بود که چند روزی به عنوان تیر اول اخبار رسانه های چاپی، صوتی و تصویری تبدیل شده بود. اما آنچه که در این تحولات حائز اهمیت بود این است که در پشت پرده ی این همه ناامنی باز دست های پلید آمریکا و اسرائیل عروسک گردان این خیمه شب بازی بود و تنها کسی که در این بین سود می برد و خود سناریو نویس این تحولات بود آمریکا و متحدان لبنانی اش که معروف ترین بازیگر آنها فواد سنیره و سعدالدین حریدی می باشد که البته با مدیریت هوشمندانه و تحسین برانگیز حزب الله که در این روزها و بعد از فروکش نسبی بحران در لبنان، به یک قدرت تمام عیار شیعی و نظامی در منطقه تبدیل شده است ، این سناریو به همراه بازیگران و بازیگردان آن طعم تلخی ناکامی را باز چشیدند و نتوانستند به اهداف شوم خود دست یابند. آمریکا بیشترین سود را در این بین می برد زیرا که با سیاست قطع بازوهای خارجی ایران در منطقه که علیه سیاست های استماوی و ضد بشرانه ی اواقدام می کردند (شامل:حزب الله،حماس) و نیز همراه سازی و جلب توجه نوری مالکی به سمت خود حرکتی راحتر را در بازی شطرنج خاورمیانه داشته باشد. آنان با ورود نیروهای عربی به لبنان که توسط حزب السعد الحریری (فرزند رفیق حریری) و خاندان آل سعود عربستان مورد حمایت مالی بودند و ورودشان به این کشور توسط آنان ساپرت می شد قصد داشت تا با شروع جنگ شیعه سنی و خلع سلاح لبنان ازطریق قطع رابطه ی ارتباطی حزب الله به رویای دیرینه ی خود مبنی بر خلع سلاح آن برسند.

از دیگر اقدامات در بحران چندروزه ی این کشور که توسط ایادی آمریکا در لبنان که متاسفانه سردمداران دولت حاکمه لبنان می باشند، برکناری رئیس شیعه امنیت فرودگاه بیروت بود. البته این شخص با توجه به اینکه شیعه بود اما با بدنه ی حزب الله و شیعیان فعال ارتباطی نداشت و برکناری وی به دلیل این بود که در منطقه ی استراتژیکی در نزدیک فرودگاه بیروت زمین هایی است که متعلق به جهاد سازندگی ایران می باشد که در آن دوربین هایی تعبیه شده است برای حفاظت از این اراضی حال دولت حاکمه لبنان با بهانه قرار دادن این امر و اینکه ایران بر ورود و خروج فرودگاه کنترل دارد وی را برکنار کردند که البته نگرانی هم بی مورد نبود چون اگر کنترل بر ورود و خروج فرودگاه بود آنگاه دیگر به راحتی حال نمی توانستند نیروهای القاعده دیگر گروهک های تروریستی وابسته به عربستان را به داخل لبنان ترانزیت نمایند.

از دیگر اقدامات همزمان با بحران لبنان تشدید حمله در غزه بود که اسرائیل نیز در راستای فشار بر حماس قصد داشت تا از طریق تحت فشار گذاشتن این گروه مبارز مسلمان فشاری مضاعف را بر حزب الله تحمیل نماید که با ناکامی و شکستی بزرگ مواجه شد که حاصل آن کشته شدن 15 تن از بهترین کماندوهای ارتش اسرائیل بود. که با شکست این طرح سیاست مداران غربی به فکر اختلاف و فرافکنی و شروع جنگی بین حماس و فتح نموده اند!

اما بشنوید ازحزب الله! آنچه که باعث تحیر همگان شد، سیاستهای قوی و مدیریت هوشمندانه ی بحران از جانب حزب الله بود. نخستین گام حزب الله در این حرکت این بود که حاضر نشد تن به درگیری مسلحانه بدهد و حتی دیگر احزاب لبنان و گروههای وابسته به آنان را نیز از این امر بازداشت و تحولات را از طریق دیپلماتی آرام پیش برد و در ادامه ی راه به رو کردن قدرت خود که منحصر به جنوب لبنان نبود و حتی مسیحیان شمال لبنان نظیر مشیل عون و سلیمان فرنجیه را که از حامیان حزب الله شده بودند به کار گرفت. در گام بعدی همکاری با ارتش لبنان بود تا بهانه برای حمله به حزب الله نداشته باشند و ازدرگیری مسلحانه بپرهیزند، و بعد از پاک سازی هر منطقه و بدست آوردن اطلاعات هر منطقه آنرا در اختیار ارتش قرار می دادند تا تعاملی کامل با آنها داشته باشند و مهمترین پیروزی در این پاکسازی ها دستگیری یکی از متبهرترین جاسوسان عرب تبار بود که همکاری ویژه ای با 2 کشور اسرائیل و مصر داشت و یکی از پررنگ ترین نقش ها را نیز در این بحران بازی می کرد و مهمترین هدف او ترور سیدحسن نصرالله بود که با دستگیری او نه تنها به این هدف نرسید بلکه با لو دادن اسرار مهمی در ارتباط با جریانات لبنان باعث پیروی قاطع حزب الله شد.

البته یکی دیگر از عواملی که باعث شکست نقشه های استعمار جهان شد محاصره ی جنبلاط و دیگر سران حاکم در لبنان در منازل شخصی اشان بود که بعد از افشای دیدار محرمانه ی جنبلاط با اسرائیل این تهدیدات تشدید پیدا کرد و تا جایی که سلیمان فرنجیه بر آن عقیده بود که برای پایان کلی بحران باید کار جنبلاط را در خانه خود را یکسره نمایند.

 

جنبلاط

نوشته شده توسط جلال زاده در 16:43 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم خرداد 1387

3 سال بعد

 

بعد از گذشت 3 سال از دوران ریاست جمهوری جناب دکتر محمود احمدی نژاد و طرح دیدگاه ایشان در نوع و چگونگی اداره ی کشور به عنوان سیاست قوه ی مجریه جای نشین بهتر و راحتتری را می طلبد. نکته بارز در حوزه ی شخصیت مدیریتی دکتر احمدی نژاد رهبریت کاریزماتیک و پردل و جرات بودن وی می باشد.

و تاکنون هرآنچه که در عرصه ی بین الملل به آن به عنوان موفقیت یاد می شود معلول همین شجاعت مثال زدنی است. دولت نهم بعد از روی کار آمدن و تحویل گرفتن مملکت به اصطلاح دچار مشکلات زیاد و گوناگونی بود و این مشکلات زمانی بیشتر می شد که دولت قبلی هیچ سنخیتی با آنان نداشت و سیاست ها، خط مشی ها و افکار هم حتی تفاوت های فاحشی داشت و کشور از یک طرز فکر سکولاریستی و پوچ گرایی داشت به یک رویکرد مذهبی وعدالت محور سوق پیدا می کرد. بدیهی است در این بین کسانی باشند که افراد جدید را در مقابل منافع خویش ببینند و برای بقای خویش دست به هر کاری بزنند. مهمترین قشر در این بین سرمایه داران بسیار بزرگ بودند که نبض اقتصاد ایران را می توان گفت به نوعی در دست داشتند و با رفتن دولت قبلی که تا حدودی امپرلیاستی می نگریست موقعیت خویش را چندان خوب ندیدند و دست بر مبارزه ی آشکارا زدند که همین مبارزه تبدیل شد به یک معزل اقتصادی و پاشنه آشیلی شد برای دولت دکتر محمود احمدی نژاد. از اشتباهات فاحش و غیر قابل جبران دولت جدید همین مبارزه ی آشکارا با سرمایه داران بود به طوری که تمام کنترل قیمت ها و عرضه و تقاضا را در دست خود می دید اما گذر زمان آنچه را که برای ما به عنوان تجربه ای عبرت پذیر ماندگار نمود آن بود که نمی توان با قشر سرمایه دار غیر از رفتار مسالمت آمیز، رفتاری دیگر نمود و تمام کنترل قیمت ها برخلاف تصور، دست عده ای است که ثروت دارد و شاهراه حیات یک دولت را که همان ارتقاع سطح رفاه، کنترل و کاهش نرخ تورم است کنترل می کنند. البته ریشه های این بی تدبیری را می توان در سخنان جناب آقای دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد در مراسم تودیع خویش تا حدودی یافت و آن اینکه فقدان علم اقتصاد لازم در بین مشاوران ریاست جمهوری و نیز کمی آگاهی شخص ریاست جمهور در این زمینه اما طبق گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تورم و یا آنچه که در بین مردم به عنوان گرانی از آن یاد می شود دستاورد دولت نهم نبوده و در هر دوره های قبلی ریاست جمهوری این شکل بزرگ حتی نرخ تورم گنده تر و با اعداد و ارقام بیشتری وجود داشته اما آنچه که در این بین باعث شد تا محبوبیت اصولگرایان، جناح حاکم و دولت جدید تا حدی کاهش بیاید پایداری این گرانی ها بود که البته بزرگ ترین بدشانسی آن بود که در همین بین کشور آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی نیز دچار بحران اقتصادی شدند و علاوه بر تاثیر آن بر جهان بر کشور ما نیز تاثیری مضاعف گذاشته است و دیگر آنکه سهمیه بندی بنزین نیز تاثیر چشم گیری بر روند روبه افزایش قیمتها داشته است که در ظاهر نبایستی در این روند این عامل نیز شرکت داشته باشد اما نتیجه درست همان چیزی است که اراده ی فروشندگان بود دکترمحمود احمدی نژاد در طول این تقریبا 3 سال طیف عظیمی از تبلیغات روبه رو شد. تبلیغاتی که برله یا علیه وی بود.

عده ای وی را پسرعموی هیتلر و عده ای دولت او را دوره ی ظهور صغرای امام زمان(عج) می نامیدند. اما آنچه که در این میان بارز است تبلیغاتی است که هم جریان باوی هستند که طیف عظیمی را در جهان واقعی و مجازی که شامل سخنرانی ها، برنامه های تلویزیونی، وبلاگ نویسندگان متعدد و... را دربر می گیرد و یک ابر بسیار حجیم تبلیغاتی را برای دکتر احمدی نژاد و با هدف حمایت از وی به وجود می آورد و این محبوبیت در گرو دستاوردهای ارزشمند و ستودنی دولت نهم است که بارزترین آن فناوری هسته ای و نیز توفیقاتی که در عرصه ی نظامی به آنان دست یافتیم و اکنون از برکت همین رئیس جمهور تبدیل به یک قدرت منطقه ای شده ایم اما با این شرط که دموکراسی را فراموش نکردند و مردم را صاحب اصلی این نظام مقدس و قدرت دانستند. اما در این بین یکی دیگر ازمسائل قابل تامل سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی ایران در قبال همسایگان و کشورهای غربی است. در بازی روابط بین المللی و با توجه به حجم بسیار زیاد جنگ روان علیه ایران و نیز مخالفت قدرتهای بزرگ در سازمانهای بین المللی علیه ایران، بازیگری در این عرصه ی خطیر ظرافت های خود را می طلبد که متاسفانه در برخی از مسائل این ظرافت لازم در برخوردمان جایی نداشت و بیشتر با صلاح سیاست وارد معرکه شدیم و با گفتگو و رای زنی در پی آن بودند که مسائل را حل نمایند تا آنجا که این روند به سود بیگانگان تمام شد و همسایه و دولت ایران یعنی کشور عـراق - هر چند با داشتن یک حکومت شیعی- ولی باز هم رفتار ایران را دخالت آشکار دانستند و کار به آنجا که رسید که مشاور امنیت ملی عراق اتهام صدور تروریست را به این کشور به ایران وارد نمود و اصلی ترین ریشه ی این مخالفت حکومت حاکم بر عراق را می توان در قطعنامه 1975 الجزیر دانست که هر عراقی را به دنبال احقاق حق خود از ایران می شوراند و تا جایی آن قرارداد برایشان مهم است که جلال طالبانی در سال قبل عدم قبول آن را در سخنانی بیان نموده بود که البته بعدها با توضیح سخنان خود قدری بر این موضوع التیام بخشید اما آنچه که قابل ذکر است همین اختلاف ریشه ای است که اصل آن نیز به رود اروند برمی گردد. البته سخنان نخست وزیری عراق جای نگرانی و یا حتی جنبه ی قانونی نیز نداشت زیرا طبق قوانین بین المللی قراردادهای مرزی و ارضی تابع تغییرات حکومت ها نیستند ولی سیاستمداران دولت نهم می توانستند تا با راهکارهای غیر سیاسی و پیش کشیدن مناسبات اقتصادی و اعلان منطقه ی آزاد تجاری- اقتصادی اروند این حکومت متلاتم منطقه را با خود همراه سازد تا از حامیان و دوستان بیشتری در منطقه برخوردار باشیم.

نوشته شده توسط جلال زاده در 15:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387

سربازان رشید اسراییل!

داشتم مستند اسرار یک ترور را می دیدم که به مطالب جالبی برخورد کردم که دیدم حیفه شما رو هم در جریان قرار ندم.

اظهاراتی جالب از برخی کارشناسان اسراییلی و امریکایی درخصوص ترور عماد مغنیه و آینده رویارویی اسراییل و حزب الله که بازگویی برخی از آنها جالب به نظر می رسه. علت پست این مطلب، مطالب جالبی بود که از زبان این کارشناسان زده شده که البته به نظر می رسد برخی از اونها دچار اختلالات ذهنی هستند که عرض می کنم.

 

در زیر برخی از این اظهار نظرها رو براتون می زارم «تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد...»

 

رابرت بیر (جاسوس سابق سیا):

 

رابرت بیر

 

- "من در دهه 80 در لبنان بودم. در بحبوحه جنگ داخلی و در فضای ترورهای متبادل.

مغنیه از هنگام ربودن هواپیمای امریکا تحت تعقیب بود. دستوری بود مبنی بر توقیف وی و ما در تعقیب او بودیم.

یکی از فرماندهان مسیحی پیش من آمد و گفت: من تو را در دستگیری این فرد کمک خواهم کرد. وی به اتفاق یک شیعه در ضاحیه جنوبی زندگی می کرد.

شبی پیش من آمد و گفت: من می دانم مغنیه کجاست. می خواهی او را بکشی؟

من دستوری حمل بر کشتن او نداشتم بلکه باید دستگیرش می کردم.

به او گفتم: آیا می توانی او را بازداشت کرده و پیش من بیاوری؟

آن مرد از حرف من خنده اش گرفت."

 

خوب دقت کنید:

"آن مرد از حرف من خنده اش گرفت."

 

شاید دانی یاتوم یکی از معدود اشخاص فهیم در اسراییل باشه که به خوبی قادر به درک مسایل است و بدون داشتن غرور تخم مرغی! در مورد نتایج رویارویی اسراییل و حزب الله نظرش را اعلام می کند.

 

دانی یاتوم (رییس سابق موساد):

 

دانی یاتوم

-"سیاست ما باید این چنین باشد:

ضرری در کنار آمدن با تروریسم و مسبب آن عملیات های تروریستی وجود ندارد.

لجبازی به هیچ وجه خوب نیست.

حزب الله ادعا می کند و این سخن نصرالله است که می گوید عماد مغنیه را اسراییل ترور کرده است.

اینکه آنان انتقام خواهند گرفت را ما باید جدی بگیریم."

 

رابرت بیر:

 

- "حزب الله به هر روشی که شده پاسخ خواهد داد و نمی تواند کاری انجام ندهد. بنابر اطلاعاتی که ما داریم این پاسخ، پاسخی موثر خواهد بود.

حزب الله با یک حادثه انفجار کوچک ماشینی بمب گذاری شده پاسخ نخواهد داد و این پاسخ خیلی قوی تر از این ها خواهد بود."

 

آوی ساخاروف (کارشناس سیاسی روزنامه هاآرتص):

 

آوی ساخاروف

 

- "می توانم بگویم که این انتقام گیری شامل ترور رجال دینی یا وزرای اسراییل یا بمب گذاری و انفجار سفارت در جهان انجام خواهد گرفت. یعنی ما دقیقا می دانیم که این کار انجام خواهد گرفت."

 

 همونطور که در اول متن هم اشاره شد برخی از این کارشناسان عزیز برنامه، ۵ میزنن مثل این:

 

یوسی میلمان (کارشناس مسایل اطلاعاتی و امنیتی اسراییل):

 

یوسی میلمان

 

- "اگر دچار خیال پردازی شوی می گویی اسراییل از میان خواهد رفت، یعنی چیزی که نصرالله گفت که اسراییل به دلیل کشته شدن عماد مغنیه از میان خواهد رفت.

تو در این صورت خیال پردازی کرده ای."

 

یا این یکی

 

آوی ساخاروف:

 

- "در کل جنگ هایی که ما در آینده خواهیم داشت چه میان اسراییل و لبنان باشد و چه میان اسراییل و سوریه و چه میان هر کشور دیگر، نیروهای زمینی ما هستند که به پیروزی نهایی دست خواهند یافت."

 

به نظر شما این سربازان رشید ارتش اسراییل!!! که جناب ساخاروف پزشون رو میده چند روز یا چند ساعت و یا چند دقیقه می تونن در برابر نیروهای مقاومت اسلامی دوام بیاورند؟ 

 

قیافه رو!!!

 

 

بدون شرح!

 

اشتباه نشه. داره استتارش می کنه!

 

به اینا می گن سرباز!

 

سربازان اسراییلی در حال فعالیت!

 

اشتباه نشه. این یکی دیگه در حال استتار نیست!

 

نوشته شده توسط جلال زاده در 20:6 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

عراق در مقابل ایران

طی این روزهای اخیر شاهد اظهارات بسیار تند سران کشور عراق بر علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم ودر این بین خود نخست وزیر یعنی آقای نوری مالکی نیز با این جریان همراهی می نماید. اما علت اصلی این اظهارات و این تغییر در سیاست خارجی عراق در برابر ایران چیست؟

ریشه این اظهارات را باید در بحران سیاسی و امنیتی عراق که بعد از سال 1382 و با اشغال این کشور توسط آمریکا و هم پیمانانش جستجو کرد. دولت حاکم بر عراق از طرف جریانها و قدرت های سیاسی گوناگونی تحت فشار است و طی این ماههای اخیر از ایران فاصله گرفته و به طرف آمریکا و انگلیس تمایل پیدا کرده است. در پی تغییرات و تحولات در خط مشی سیاسی عراق، سران آن کشوربه خصوص شخص نوری مالکی رفته رفته در راستای تحقق بخشیدن به سیاست های اشغالگران گام بر می دارند و به سمت آنان حرکت کرده اند پس باید طبق میل آنان سیاست رفتاری و روابط بین الملل خود را تنظیم و اجرا نمایند و آنچه که مسلّم و بارز است رابطه با ایران باید محدود و حتی قطع شود چرا که این کشور شیعی بر هم زننده سیاست های استعماری آنان و بیداری دولت و ملت عراق خواهد شد.

از طرف دیگربرای راهیابی به اتحادیه عرب موافقت کشورهای عربستان سعودی و مصر بسیار ضروری است و با رضایت این دو کشور این امر محقق می گردد و با بازگشایی سفارت خانه های خود در بغداد و برقراری روابط دیپلماتیک قوی تر این روند سریعتر طی خواهد شد. و این در حالی است که این دو کشور بزرگ و تأثیر گذار عربی روابط چندان خوبی را با ایران ندارند(که اصلی ترین این اختلافات نظر ها و کشمکش های سیاسی بر سر فعالیت های اخوان المسلمین و حمایت ایران از آن می باشد). حال عراق با نزدیک شدن به این دو کشور باید از ایران فاصله بگیرد تا نظر آنان را نیز تأمین کرده باشد.

در مهمترین عملیات دولت عراق برای کوتاه کردن دست ایران از آن کشور حمله به شهرک صدر بود که طی آن دست به کشتار شیعیان زد و با طرح نابودی مقتدی صدر، که یکی از رهبران جوان شیعی مقتدر و پر طرفدار در منطقه به شمار می رود و به دلیل مبارزه با استعمار و اشغال عراق در برابر غربی ها به یکی از دشمنان آنان تبدیل شده و مانعی بزرگ برای رسیدن به اهداف اشغالگران در عراق می باشد، که البته دولت عراق با حمله به شهرک صدر در صدد خوش خدمتی بر آمده و می خواهد اوضاع را به نفع آمریکاییها امن سازد اما غافل از اینکه جنگ با مقتدی صدر وارد دوره جدیدی شد به طوریکه با خروج مقتدی صدر جوان از عراق و خروج وی از لاک تسلیحاتی به لاک فرهنگی رفته و با رهبری از دور و با ایجاد فرهنگ وجود یک رهبری کاریزماتیک در بیرون از عراق برای تمامی شیعیان، خود را آماده بازگشت طوفانی در عراق می نماید.

نقش ایران با توجه به تحولات بوجود آمده شاید کمی کمرنگتر از گذشته شود اما باز با ضریب نفوذ بالایی که در بین مردم این کشور و به خصوص بدنه اصلی شیعیان دارد چیز زیادی را از دست نخواهد داد و با به کارگیری اهرم های خود در انتخابات آتی عراق خواهد توانست جو را در راستای خود تغییر دهد. در انتخابات گذشته نوری مالکی به تنهایی نمی توانست به اکثریت آرا دست یابد و با کمک ها و حمایت های آیت الله حکیم و مقتی صدر بود که توانست نخست وزیری عراق را به دست آورد.

نوشته شده توسط جلال زاده در 15:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیستم فروردین 1387

پیروزی در عرصه بین الملل

مقام معظم رهبری: دستیابی به انرژی هسته ای از ملی شدن صنعت نفت بزرگتر است.



ملی شدن انرژی هسته ای

 

به نام خدا

حدود نیم قرن پیش در چنین روزهایی حادثه ای در تاریخ ایران به وقوع پیوست که برای نخستین بار همبستگی ملت ایران برای رسیدن به حقوقش را در برابر زیاده خواهی های بیگانگان به اثبات رساند .

" نهضت ملی شدن صنعت نفت " نه تنها اقدامی برای بهره برداری از منابع ملی در جهت تعالی کشور بود بلکه به نمادی از غرور و استقلال خواهی ملت ایران تبدیل شد . منابع ارزشمند نفتی ایران به عنوان سرمایه ای ملی در طول قرن بیستم تا انقلاب ملی شدن صنعت نفت همواره مورد سوء استفاده و چپاول بیگانگان قرار داشت و این برای ملت مغرور و عدالتخواه ایران به شدت سنگین و غیر قابل قبول به نظر می رسید . همین مسئله سبب شد تا مردم برای استیفای حقوق پایمال شده ی خود ، به حمایت از سیاستمداران عدالتخواه برخیزند و قدرتهای آن زمان دنیا را مجبور به کرنش در برابر اقتدار خود کنند .

و اکنون نیم قرن بعد تاریخ مو به مو تکرار می شود و یکبار دیگر شاهد صف بندی اهریمنان و حاکمان خودخوانده ی جهان در برابر حقوق مسلم ملت ایران هستیم . امروز " نهضت ملی شدن انرژی هسته ای " نه تنها برای بهره برداری از سوخت پاک و ارزان در جهت سرعت بخشیدن به پیشرفت و تعالی جامعه ی نمونه ی اسلامی برپا شده ، بلکه تبدیل به فرصتی دیگر برای ابراز وجود ملت ایران و بر آوردن فریاد عدالت و برائت از اهریمنان شده است . این مسئله حقیقتا امروز از یک مسئله ی فنی و یا حتی سیاسی خارج و تبدیل به یک مسئله و موضوع حیثیتی شده است همانطور که مسئله ی ملی شدن صنعت نفت بیش از آنکه مربوط به نفت و یا سیاست باشد یک موضوع حیثیتی بود .

شباهتها میان دو اتفاق یاد شده ، یعنی " ملی شدن صنعت نفت " و " ملی شدن انرژی هسته ای " ، آنقدر فراوان است که باز شماری آنها حتی به صورت تیتروار به وقت و مجال بسیار بیشتری نیاز دارد ، اما موردی که بسیار قابل توجه ، شنیدنی و در خور تامل است اینکه ، در هر دوی این رویارویی ها ، اهریمنان استعمار و استثمار به سرکردگی انگلستان و شیطان بزرگ ( آمریکا ) ، ملت ایران را فاقد توانایی و صلاحیت لازم برای داشتن و بومی کردن این صنایع می دانستند و می دانند و همانگونه که در جنبش ملی شدن صنعت نفت ، ملت ایران را با بهانه ی نداشتن صلاحیت به دادگاههای بین المللی کشاندند و این ملت مغرور را تهدید به تحریم نمودند ، امروز هم با همین بهانه و متهم کردن ایرانیان به بی لیاقتی ، تهدید به ارجاع به شورای امنیت و تحریم های احتمالی می کنند ، غافل از آنکه با ملتی مقاوم و به شدت مغرور طرف هستند که " سر به دار می دهد ولی تن به ذلت نمی دهد " .

امروز ما جوانان ایران به پداران خود افتخار می کنیم و با افتخار و غرور در برابر اهریمن فقر و ارتجاع غرب ، سر را بالا می گیریم و استوار می ایستیم و فردا فرزندان ما به ما افتخار خواهند کرد و در برابر اهریمن سر را بالا خواهند گرفت و مغرور خواهند ایستاد .

همه چیز در دست من و توست ...

ملی شدن انرژی هسته ای

من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند ...
من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی ، چه کسی برخیزد ؟؟؟
چه کسی با دشمن پنجه در پنجه درآویزاند ؟؟؟ ...

نوشته شده توسط جلال زاده در 20:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386

متن پیام تشکر رهبر معظم انقلاب

فارس: حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در پيامي از حضور افتخار آميز ملت غيور ايران اسلامي در انتخابات هشمين دوره مجلس شوراي اسلامي تشكر كردند.

متن پيام به اين شرح است:

 

 


بسم‌ الله الرحمن الرحيم

ملت آزاده و سربلند! هم‌ميهنان عزيز

اين بار نيز حضور پر قدرت و حماسه‌آميز شما بر مكر دشمنان غلبه كرد، و حجم سنگينِ جنگ‌ رواني دشمن براي بي‌رونق ساختن انتخابات را به حبابي پوچ و هرزه‌گرد، بدل ساخت. اينك جمهوري اسلامي با برگزاري حدود 30 انتخابات مردمي و آزاد در كمتر از 30 سال و در شرائط سخت و آسان، نشان داده است كه صادق‌ترين نظام مردمسالار در جهان جديد است، و بدينگونه است كه الگوهاي مادي، از دموكراسيهاي دين‌گريز تا استبدادهاي فردي و حزبي و صنفي، بتدريج در چشم هوشمندان جامعه‌ي جهاني، مورد سئوال و ترديد اساسي قرار خواهد گرفت.

در غوغاي آن همه ناسازگاريهاي جعلي و دروغين ميان جمهوريت و اسلاميت، اينك نظام مردمي و اسلاميِ شما، همه‌ي مدلهاي ضدّ ديني يا ضد مردمي را به چالش كشيده است.

با همت و هشياري شما يكبار ديگر همه‌ي ترفندهاي شيطاني، از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگي مردم، از سياه‌نمائي در خصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله‌ي دشمن، از تهمت سالم‌ نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بي‌تفاوتي مردم، و بخصوص پيشگوئيهاي تبليغاتي و شيطاني درباره‌ي مشاركت نكردن جوانان،‌ همه و همه به سنگ خورد و درهم شكست.

ملّت شريف و مسئوليت‌شناس ايران، از زن و مرد، پير و جوان، شهري و روستائي، بار ديگر به نام خدا به ميدان آمدند تا مجلس شوراي اسلامي را به نمايندگان خود بسپرند و مجلسي آگاه، متدين، نخبه، ضد استكبار و مقتدر و دردشناس و مردم‌گرا براي چهار سال آينده فراهم آوردند.

اينجانب خاشعانه و با همه‌ي وجود خداوند حكيم و عزيز را سپاس ميگويم و از شما مردم بزرگوار عميقاً تشكر ميكنم كه به توفيق الهي و با عزم راسخ خود چنين صحنه‌ي باشكوهي را رقم زديد و اتحاد ملي را در پايان سالي كه به اين نام، ناميده شده به نمايش درآورديد. بويژه بايد از جوانان عزيز تشكر كنم كه برابر آمار، سهم بزرگي از اين مشاركت همگاني را بر دوش گرفتند و با اينكه حداقلِ سن انتخاب، سه سال ارتقاء يافت و چند ميليون نوجوان كمتر از هجده سال از شركت در انتخابات محروم شدند، ميليونها جوان زير 30 سال به سوي صندوقهاي رأي شتافتند و با حضور شور انگيز خود نشان دادند كه پسران و دختران نسل بعد، آماده‌ي تحويل گرفتن اين جمهوري مقدس ميباشند كه خونبهاي دهها هزار شهيد و محصول مبارزه سالهاي متمادي ملت ايران است. شما نشان داديد كه انقلاب اسلامي زنده است و با گذر زمان بالنده‌تر ميشود.

لازم ميدانم از همه‌ي جريانهاي سياسي كه با احساس مسئوليت در اين آزمون بزرگ شركت كرده‌اند، و نيز از مجريان و ناظران انتخابات كه با تلاش طاقت‌فرسا، بار اين مسئوليت قانوني را بر دوش كشيدند و با صداقت و امانت،‌ آراء مردم را صيانت نمودند، و از رسانه‌ي ملي كه با هنرمندي و ابتكار، فضاي حماسه وحضور را رونق بخشيد، و از متصديان نظم و امنيت كه آسايش ذهني مردم را تأمين كردند، و از ديگر رسانه‌ها كه به هر چه بهتر برگزار شدن انتخابات كمك كردند، و از نامزدهاي رأي آورده و يا رأي نياورده و سرانجام از نمايندگان مجلس هفتم كه دوره‌ي نمايندگي را در خدمت مردم گذرانيدند، صميمانه سپاسگزاري كنم.

اميد است با كمك و توفيق الهي و با توجهات حضرت بقية‌الله‌ ارواحنافداه مجلس هشتم با احساس بار مسئوليت ديني و انقلابي خود، به پيشرفت روزافزون كشور و عزت ملي و شادابتر كردن جمهوري اسلامي نائل گردد انشاءالله.

سيّدعلي خامنه‌اي
25/اسفند/1386

مقام معظم رهبری

 

مشارکت عمومی

انتخابات

 

انتخابات

جناب دکتر احمدی نژاد

 

انتخابات

نوشته شده توسط جلال زاده در 23:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و چهارم اسفند 1386

من رای میدهم... پس هستم، انتخاب می کنم... پس آزادم

ایران

من رأی میدهم چون، می خواهم خودم برای خودم تصمیم بگیرم تا بیگانگان برایم حکم نکنند...

من رأی میدهم چون، می خواهم معنی دموکراسی را یاد بگیرم...

من رأی میدهم تا، از حق رأی و انتخاب خود استفاده کنم و با رأی به افراد صالح نگذارم کشور عزیزم به دست نا اهلان بیافتد...

 

حجت السلام خاتمی!!دکتر احمدی نژاد

من رأی میدهم چون، می خواهم ایرانی سربلند و آزاد داشته باشم...

من رأی میدهم چون، می خواهم بود خود را ثابت نمایم و با رأی خویش بر دل تاریخ پیوند بخورم و ماندگار شوم...

من رأی میدهم چون، می خواهم به آمریکا، انگلیس و اسرائیل بگویم ایستاده ایم تا پای جان پس ناراحت باش و آرام مگیر...

من رأی میدهم چون، وطنم را دوست دارم...

من رأی میدهم چون،......

نوشته شده توسط جلال زاده در 14:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

انتخابات

انتخابات

هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هم از راه رسید و باز تبلیغات کاندیداها شروع شد و اما اینبار شهر رنگین نشد و پوسترهای کاندیداها بر روی پیکر شهر نقش نبست تا کارگران شهرداری زحمتی کمتر از گذشته متحمل شوند و آنانرا که برای راه یافتن به خانه ملت باعث زحمتشان شده اند را با ناسزا دعا ننمایند! حال باید از خود پرسید وظیفه چیست؟ منظورم وظیفه کارکنان شهرداری نیست، منظورم وظیفه ما شهروندان است... وظیفه کسانی که رأی می آورند و آنهایی که رأی نمی آورند! اینهمه تبلیغات که هزینه ای سرسام آور را به کاندیداها تحمیل می نماید راستی برای رسیدن به چیست؟! آیا فقط تکیه بر صندلیهای سبز مجلس بهارستان هدف و غایت اصلی اینهمه هزینه و تکاپو است؟! یا هدفی بالاتر از آنچه که در ظاهر نمایان است مورد انتظار است؟ هدف از اینهمه صر و صدا و غوغا انتخابات است، آری برگزیدن افراد برتر که از دل مردم بیرون آمده اند توسط مردم یا به گفته غربی ها دموکراسی، لازم به توضیح می دانم که دموکراسی کلمه ای یونانی الاصل از دو کلمه دمو(به معنی مردم) و کراتوس(به معنی حکومت) گرفته است یعنی حکومت مردم بر مردم. اما انتخابات و این کلمه یونانی چه ربطی به هم دارد؟! انتخابات یا همان اعمال نظر مردم در امور کشور و اجازه دادن به ملتی جهت انتخاب و ساختن آینده و سرنوشت خویش به دست خود یکی از بارزترین و ملموس ترین مصادیق دموکراسی است. البته از دیدگاه غرب و آنان که با دید عناد و دشمنی بر ما می نگرند کشور عزیزمان (منظور حکومت حاکم و ملت شریف آن) را فاقد این فاکتور مهم دانسته و بیان اینکه در جمهوری اسللامی انتخابات معنایی ندارد و اصلاً اسلام را به گونه ای تفسیر کرده اند که احترام به افکار دیگران ادعایی پوچ  و واهی است و فقط زور در آن حرف اول و آخر را میزند. زبان به بدگویی و ناسزا می گشایند.

رای میدهیم

جالب است بدانید همانطور که از اسم رژیم حاکم بر ایران مشخص است (یعنی جمهوری اسلامی) دو رکن بسیار بالای جمهوریت که همان دموکراسی به زبان دیگر است و هم دینی بودن درآن لحاظ شده است. حال پرسش این است که آیا لفظ جمهوری با دموکراسی که فرق دارد معنی اجرایی آن نیز متفاوت است؟! یعنی ترجمه یک لغت به زبان دیگر باعث انحراف در نحوه اجرای دستور در قانون میشود؟!! در دیدی دیگر ما معتقدیم رژیمی اسلامی داریم که کتاب آسمانی را قرآن معرفی نموده است و جالب است بدانید که در همان قرآن که این رژیم بر پایه آن قانون اساسی خود را تدوین نموده است آمده که: "سرنوشت قومی تغییر نمی کند مگر به دست خودشان" پس اینکه بخواهیم رژیم حاکم بر ایران را زیر سوال ببریم جایی برای این عمل وجود ندارد زیرا نه در اسم ، نه در آرمانها و مهمتر از همه نه در عمل خلاف دموکراسی را ثابت نکرده است و با برگزاری انتخابات گوناگون از قبیل: ریاست جمهوری، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و روستا و... بر نام و شعار خود صحه گذاشته و مجالی برای خورده گیری باقی نگذاشته است. البته بر همه روشن است که دشمن هیچگاه سلاح خود را زمین نمی گذارد و در همه حال به مخالفت و کارشکنی به پا میخیزد. اما جای سوال دارد چرا عده ای که خود را به ظاهر روشنفکر و وطن پرست می دانند و خود را از صاحب نظران حزبی بزرگ دانسته با بیگانگان آنان که جز به منافع خود به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند همنوا می شوند و انتخابات را تحریم می کنند. البته هنوز قصه ادامه دارد، با وجود اینکه انتخابات را قبول ندارند و خواهان ناظر بین المللی هستند باز هم بیکار نمی نشینند و برایش دست و پا میزنند.....................

انتخابات

نوشته شده توسط جلال زاده در 14:54 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

محسن رضایی بازداشت شد

یالثارات: یک شهروند ایرانی ساکن بلژیک به علت تشابه اسمی با محسن رضایی مورد توجه اینترپل و محافل پلیسی و قضایی آرژانتین قرار گرفت و برای چند ساعت بازداشت شد.

به گزارش روزنامه کارین آرژانتین، منابع پلیسی بعد از چند ساعت از بازداشت وی اطمینان دادند که این شهروند ایرانی به نام محسن رضایی همان فرمانده سابق سپاه پاسداران ایران که اینترپل بنا به درخواست دستگاه قضایی آرژانتین درصدد دستگیری او می باشد نیست.

آژانس خبری یهودی نیز اطمینان داده بودند که اینترپل محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران ایران را در بلژیک پیدا کرده است.
نوشته شده توسط جلال زاده در 21:21 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم دی 1386

بوش: رايس به من گفت "خفه شو"

رئيس جمهور آمريكا كه در مدح ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي زياده روي كرده بود با واكنش توهين‌آميز كاندوليزا رايس وزير امور خارجه‌اش مواجه شد.
  
 
به گزارش فارس به نقل از روزنامه لبناني"الاخبار"، جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در مقابل وزراي رژيم صهيونيستي اعتراف كرد، كاندوليزا رايس وزير امور خارجه‌اش به وي اهانت كرده و واژه "خفه شو" را به كار برده است.

جرج بوش در مراسم ضيافت شامي كه در منزل ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي برگزار شده بود، تلاش داشت كه از اولمرت حمايت كند و خطاب به اعضاي كابينه دولت وي گفت: " تلاش كنيد كه اولمرت در قدرت باقي بماند وي رهبري قدرتمند و من براي او احترام زيادي قائلم."

در حالي كه بوش سخناني در مدح اولمرت بيان مي‌كرد، يادداشت كوچكي از كاندوليزا رايس وزير امور خارجه‌اش كه در كنارش نشسته بود، دريافت كرد و پس از خواندن آن با لبخندي گفت "رايس به من گفت خفه شو".

بوش چهارشنبه هفته گذشته سفر خود به سرزمين‌هاي اشغالي را آغاز كرد و بعد از ديدار و گفت‌وگو با مقامات رژيم صهيونيستي و محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان عازم كويت شد و در حال حاضر در اين كشور بسر مي‌برد.

وي قرار است در ادامه سفر خود به بحرين، امارات متحده عربي و عربستان سعودي سفر كند.

نوشته شده توسط جلال زاده در 21:35 |  لینک ثابت   •