تبليغاتX
ღღღعشق علیه السلامღღღ

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387

سـعـادت؟!

یکی از پیچیده ترین مفاهیمی که برای انسان از ابتدای خلقتش به صورت یک مجهول بزرگ درامده ونیز زمینه ساز زاده شدن انواع  مکتب های انسانی (چه مادی وچه معنوی) شده است و در طول سالیان دراز اندیشمندان وعالمان در راه یافتن پاسخی برای ان شده اند "سعادت" است به راستی "سعادت" چیست؟ و "سعادتمند" کیست؟ ایا این واژه ی زیبا و پرمعنی و ژرف پاداش برای انسان های خوب و خیرخواه است یا هدف والای انسان برای رسیدن به کمالات خویش است؟! در طول تاریخ بشر کسانی امده اند تا این کلمه را برای ما روشن نمایند وبه ما بفهمانند که سعادت یعنی چه اما انچه که واضع است این است که هنوز به طور کامل و دقیق این لغت معنی نشده است! و به طور معمولی با ان اشنا نشده ایم پیامبران در طول سالهای قبل و در مدت های کوتاه و بلند هر یک از جانب خداوند تبارک وتعالی مبعوث شدند تا همگان را بسوی او فراخوانند و به مردم راه راست و سعادت دنیا و اخرت را نشان دهند زیر انان که خداوند را به عنوان خالق و صاحب اصلی این جهان می دانستند رسیدن به او و رضایت وی را  به عنوان سعادت و سعادتمندی می شناختند. راستی گفتم اخرت! ایا جهان پس از مرگ وجود دارد. ایا پایان این زندگی در دنیا و ذخیره ای برای اخرت است؟! ایا انسان در دنیای  پس از مرگ نیز می تواند سعادتمند شود؟! انچه که واضع است و در تمام ادیان گذشته نیز به ان اشاره است  و تقریبا در بین همه ی انسانها به صورت یک اصل غیر قابل انکار در امده این است که با مرگ همه چیز تمام نمی شود و دنیا یی دیگر نیز بعد از مرگ وجود دارد که البته از جنس این زیبا نیست و عالمان دین نیز بر این عقیده اند که هدف انسان از زندگی در دنیا تنها خوردن و خوابیدن و سپری نمودن این چند روز عمر نیست بلکه اماده می شویم برای دنیایی دیگر توشه بر می داریم برای سفری ابدی اما چطور می شود که بعد از مرگ دوباره برکالبد انسان روح دمیده شود. اما قبل از شرح این مطلب لازم می دانم به نکته ای درباب هدف دار بودن این جهان اشاره نمایم همه ی ما انسان ها با توبه به  میل پرسیدن که به طور غریزی در فطرت پاک ما وجود دارد میل به پرسیدن داریم و همان طور که شاهد ان هستیم  هر شخص عاقل و بالغ در هر گوشه از دنیا معبودی برای پرسیدن خویش بر گزیده است اما در این بین کسانی که خداوند(خدایی که دیده نمی شود وتنها می توان او را از روی نشانه هایش دید وشناخت) را می پرستند و او را دارای صفات افضل می دانند و هرگونه صفت کژ و قبیح و زشت را از او مبری می دانند او را شخصی حکیم نیز می دانند حکیم به شخصی اطلاق می شود که هر کار او حکمت دارد وهیچگاه کاری لغو و بیهوده و بدون دلیل عقلی انجام نمی دهد. حال که ما خداوند را که صاحب جهان می دانیم وصفاتی چون حکیم و قادر و عالم را به او بر گزیده ای چگونه می تواند انسان که بالاترین مخلوقات است را بدون هدف خلق نموده است که اعتقاد به بدون هدف خلق شدن انسان  هیچ سنخیتی با خداپرستی ندارد و بلکه زندگی کاملا هدف دار است. اما هدف از این خلفت به صراحت در کتاب قران که معجزه و کتاب دینی دین مبین اسلام است. از زبان خود خداوند بیان شده است . حال باز گردیم به مسئله چگونه زنده شدن دوباره ی مردگان. دوباره زنده شدن و تجدید حیات شاید در نگاه اول امری بسیاری  غیر طبیعی و غیر قابل ممکن باشد اما باید ذکر کرد برای بشر و انکه خود زاده ی دست دیگری است این امر غیر قابل ممکن و محال می باشد اما برای خالقی که از هیچ انسان می سازد این مورد نیز امری بسیار ساده و طبیعی است البته این حیات دوباره چندان هم از ذهن دور نیست همانطور که در طبیعت شاهد ان هستیم هر ساله درختانی که به خواب زمستان عمیق فرو می رود و سبزی و طراوت  خود را از دست می دهند دوباره با شروع فصل بهار حیات دوباره پیدا می کنند و زندگی ای نو را اغاز می نماید. یا انسان در زمان خواب، ادمی همانطور که به خواب فرو می رود و دوباره بیدار می شود حیات بعد از مرگ نیزچنین است. در حدیث از حضرت معصوم نقل شده است: خواب برادرمرگ است. ودر جایی دیگر امده است: زمانی که انسان به خواب می رود روح وی به نزد خدا باز می گردد و همه ی روح ها  در یک جا جمع می شود انگاه خداوند هر شخص را که بخواهد به عمر خویش ادامه دهد وزنده بماند روحش را به او باز می گرداند تا بیدار شود وانان که عجلشان سر رسیده روح شان باز نمی گردد.

دلیلی دیگر و تاریخی اما واقعی برای حیات پس از مرگ این است که مگر در زمان های دور پیامبران الهی به اذن و خواست خداوند برای معجزه مردگان را زنده نمی کردند و مگر روایات و داستانهایی در این زمینه چه در اسلام و چه در دیگر ادیان الهی بیان نشده است؟! اما سعادت چیست؟ کمال انسان چیست؟ همانطور که از روایات اهل البیت و ایات قرانی پیداست  هدف نهایی افرینش انسان وکمال نهایی که منجربه سعادت می شود  نزدیکی به خدا (قرب به خدا) و رضایت اوست و این رضایت و قرب خدا به دست ما انسانها است که انتخاب نمایم یا خیر همانطور که خداوند ما را از هیچ افرید و از عدم به دنیا اورد قدرت اختیار را در کنار تعقل نیز به ما واگزار نمود تا بتوانیم راه زندگی خود را خود انتخاب نمایئم و به راه سعادت برویم یا به راه شقاوت اما بعد از افرینش و بخشیدن استعدادهای گوناگون به ادمی برای انکه راه به روشنی مشخص باشد پیامبران و منزانی را برای مـا قرارداد تا در موقع اخرت هیچ عذر و بهانه ای وجود نداشته باشد و به درستی کسانی که به درگاه خداوند مهربان تقرب جسته اند لذت وعظمت هستی را چشیده اند  و عملا این حقیقت را یافته اند که نعمت حیات پرتویی از افتاب رحمت حق است و هستی وجود انسان نشئت گرفته از لطف وانعام الهی است :                  

                ما نبودیم وتقاضامان نبود                  لطف تو نا گفته ی ما می شنود

 

 

نوشته شده توسط جلال زاده در 2:29 |  لینک ثابت   •