جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
سربازان رشید اسراییل!
داشتم مستند اسرار یک ترور را می دیدم که به مطالب جالبی برخورد کردم که دیدم حیفه شما رو هم در جریان قرار ندم.
اظهاراتی جالب از برخی کارشناسان اسراییلی و امریکایی درخصوص ترور عماد مغنیه و آینده رویارویی اسراییل و حزب الله که بازگویی برخی از آنها جالب به نظر می رسه. علت پست این مطلب، مطالب جالبی بود که از زبان این کارشناسان زده شده که البته به نظر می رسد برخی از اونها دچار اختلالات ذهنی هستند که عرض می کنم.
در زیر برخی از این اظهار نظرها رو براتون می زارم «تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد...»
رابرت بیر (جاسوس سابق سیا):

- "من در دهه 80 در لبنان بودم. در بحبوحه جنگ داخلی و در فضای ترورهای متبادل.
مغنیه از هنگام ربودن هواپیمای امریکا تحت تعقیب بود. دستوری بود مبنی بر توقیف وی و ما در تعقیب او بودیم.
یکی از فرماندهان مسیحی پیش من آمد و گفت: من تو را در دستگیری این فرد کمک خواهم کرد. وی به اتفاق یک شیعه در ضاحیه جنوبی زندگی می کرد.
شبی پیش من آمد و گفت: من می دانم مغنیه کجاست. می خواهی او را بکشی؟
من دستوری حمل بر کشتن او نداشتم بلکه باید دستگیرش می کردم.
به او گفتم: آیا می توانی او را بازداشت کرده و پیش من بیاوری؟
آن مرد از حرف من خنده اش گرفت."
خوب دقت کنید:
"آن مرد از حرف من خنده اش گرفت."
شاید دانی یاتوم یکی از معدود اشخاص فهیم در اسراییل باشه که به خوبی قادر به درک مسایل است و بدون داشتن غرور تخم مرغی! در مورد نتایج رویارویی اسراییل و حزب الله نظرش را اعلام می کند.
دانی یاتوم (رییس سابق موساد):

-"سیاست ما باید این چنین باشد:
ضرری در کنار آمدن با تروریسم و مسبب آن عملیات های تروریستی وجود ندارد.
لجبازی به هیچ وجه خوب نیست.
حزب الله ادعا می کند و این سخن نصرالله است که می گوید عماد مغنیه را اسراییل ترور کرده است.
اینکه آنان انتقام خواهند گرفت را ما باید جدی بگیریم."
رابرت بیر:
- "حزب الله به هر روشی که شده پاسخ خواهد داد و نمی تواند کاری انجام ندهد. بنابر اطلاعاتی که ما داریم این پاسخ، پاسخی موثر خواهد بود.
حزب الله با یک حادثه انفجار کوچک ماشینی بمب گذاری شده پاسخ نخواهد داد و این پاسخ خیلی قوی تر از این ها خواهد بود."
آوی ساخاروف (کارشناس سیاسی روزنامه هاآرتص):

- "می توانم بگویم که این انتقام گیری شامل ترور رجال دینی یا وزرای اسراییل یا بمب گذاری و انفجار سفارت در جهان انجام خواهد گرفت. یعنی ما دقیقا می دانیم که این کار انجام خواهد گرفت."
یوسی میلمان (کارشناس مسایل اطلاعاتی و امنیتی اسراییل):

- "اگر دچار خیال پردازی شوی می گویی اسراییل از میان خواهد رفت، یعنی چیزی که نصرالله گفت که اسراییل به دلیل کشته شدن عماد مغنیه از میان خواهد رفت.
تو در این صورت خیال پردازی کرده ای."
یا این یکی
آوی ساخاروف:
- "در کل جنگ هایی که ما در آینده خواهیم داشت چه میان اسراییل و لبنان باشد و چه میان اسراییل و سوریه و چه میان هر کشور دیگر، نیروهای زمینی ما هستند که به پیروزی نهایی دست خواهند یافت."
به نظر شما این سربازان رشید ارتش اسراییل!!! که جناب ساخاروف پزشون رو میده چند روز یا چند ساعت و یا چند دقیقه می تونن در برابر نیروهای مقاومت اسلامی دوام بیاورند؟






شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387
عراق در مقابل ایران
طی این روزهای اخیر شاهد اظهارات بسیار تند سران کشور عراق بر علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم ودر این بین خود نخست وزیر یعنی آقای نوری مالکی نیز با این جریان همراهی می نماید. اما علت اصلی این اظهارات و این تغییر در سیاست خارجی عراق در برابر ایران چیست؟
ریشه این اظهارات را باید در بحران سیاسی و امنیتی عراق که بعد از سال 1382 و با اشغال این کشور توسط آمریکا و هم پیمانانش جستجو کرد. دولت حاکم بر عراق از طرف جریانها و قدرت های سیاسی گوناگونی تحت فشار است و طی این ماههای اخیر از ایران فاصله گرفته و به طرف آمریکا و انگلیس تمایل پیدا کرده است. در پی تغییرات و تحولات در خط مشی سیاسی عراق، سران آن کشوربه خصوص شخص نوری مالکی رفته رفته در راستای تحقق بخشیدن به سیاست های اشغالگران گام بر می دارند و به سمت آنان حرکت کرده اند پس باید طبق میل آنان سیاست رفتاری و روابط بین الملل خود را تنظیم و اجرا نمایند و آنچه که مسلّم و بارز است رابطه با ایران باید محدود و حتی قطع شود چرا که این کشور شیعی بر هم زننده سیاست های استعماری آنان و بیداری دولت و ملت عراق خواهد شد.

از طرف دیگربرای راهیابی به اتحادیه عرب موافقت کشورهای عربستان سعودی و مصر بسیار ضروری است و با رضایت این دو کشور این امر محقق می گردد و با بازگشایی سفارت خانه های خود در بغداد و برقراری روابط دیپلماتیک قوی تر این روند سریعتر طی خواهد شد. و این در حالی است که این دو کشور بزرگ و تأثیر گذار عربی روابط چندان خوبی را با ایران ندارند(که اصلی ترین این اختلافات نظر ها و کشمکش های سیاسی بر سر فعالیت های اخوان المسلمین و حمایت ایران از آن می باشد). حال عراق با نزدیک شدن به این دو کشور باید از ایران فاصله بگیرد تا نظر آنان را نیز تأمین کرده باشد.
در مهمترین عملیات دولت عراق برای کوتاه کردن دست ایران از آن کشور حمله به شهرک صدر بود که طی آن دست به کشتار شیعیان زد و با طرح نابودی مقتدی صدر، که یکی از رهبران جوان شیعی مقتدر و پر طرفدار در منطقه به شمار می رود و به دلیل مبارزه با استعمار و اشغال عراق در برابر غربی ها به یکی از دشمنان آنان تبدیل شده و مانعی بزرگ برای رسیدن به اهداف اشغالگران در عراق می باشد، که البته دولت عراق با حمله به شهرک صدر در صدد خوش خدمتی بر آمده و می خواهد اوضاع را به نفع آمریکاییها امن سازد اما غافل از اینکه جنگ با مقتدی صدر وارد دوره جدیدی شد به طوریکه با خروج مقتدی صدر جوان از عراق و خروج وی از لاک تسلیحاتی به لاک فرهنگی رفته و با رهبری از دور و با ایجاد فرهنگ وجود یک رهبری کاریزماتیک در بیرون از عراق برای تمامی شیعیان، خود را آماده بازگشت طوفانی در عراق می نماید.
نقش ایران با توجه به تحولات بوجود آمده شاید کمی کمرنگتر از گذشته شود اما باز با ضریب نفوذ بالایی که در بین مردم این کشور و به خصوص بدنه اصلی شیعیان دارد چیز زیادی را از دست نخواهد داد و با به کارگیری اهرم های خود در انتخابات آتی عراق خواهد توانست جو را در راستای خود تغییر دهد. در انتخابات گذشته نوری مالکی به تنهایی نمی توانست به اکثریت آرا دست یابد و با کمک ها و حمایت های آیت الله حکیم و مقتی صدر بود که توانست نخست وزیری عراق را به دست آورد.

