تبليغاتX
ღღღعشق علیه السلامღღღ

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386

ستاره ای بدرخشید و ماه منزل شد

ولادت مسبب خیرات هستی و واسطه ی فیض الهی فرخنده باد

 

نوشته شده توسط جلال زاده در 22:57 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386

چه روزها یک به یک غروب شد نیامدی

به امید دیدارت هر جمعه با صدای اذان به پا میخیزم و برای ظهورت دعا می کنم آفتاب از پس کوه ها در شهری که تو را می خواند سر بر می آورد و من همچنان در زیر لب برای آمدنت دعا گویم و امید دارم که صدای انأالمهدی را از سوی آسمان نظاره کنم و جان و روح خویش را فرش قدوم گردانم. روز تمام می شود و باز خورشید حجابی از آسمان سیاه وی سازد و دلم گواه می دهد که این آدینه هم نیامدی، جمعه ها از پس جمعه ها، روزها از پس روزها می گذرد و من همچنان به آمدنت امید دارم چون زیستن شقایق را می بینم و صدای پرستو را می فهمم که تو را می خوانند. به راستی چند روز دیگر میایی چند سال دیگر. و اگر بیاییما کجاییم؟، اگر زنده باشیم در رکاب تو خواهیم بود یا در لشکر یزیدیان زمانه و اگر روح در بدنمان نباشد  آنگاه که تو ما را از خانه هایمان در دل زمین بیرون می کشی آیا شاهد لبخند رضایتت خوایم بود یا گردنمان پذیرای تیغ کج حیدریت خواهد شد... پس به درون خود رجوع می کنم تا جواب را از قلب شکسته و دل افگارم بشنوم
نوشته شده توسط جلال زاده در 22:39 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم فروردین 1386

تبریک... تبریک...

السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان

روز تاج گذاری سرور کائنات و منجی بشر را خدمتتون تبریک و شاد باش عرض می کنم

نوشته شده توسط جلال زاده در 12:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم فروردین 1386

چه برفی میاد اینجا!!

سلام وقتتون به خیر

چه برفی میاد اینجا!!؟ جاتئن خالی مشهد الرضا هستم نمی دونید چهبرفی شروع به باریدن کرده. جاتون خیلی خالیه

نوشته شده توسط جلال زاده در 12:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم فروردین 1386

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

چهارمین روز نوروز هم سپری شد، تا چهار روز از عمر ما را کم کند!

نمی دانم تا الآن نوروزتان چگونه بوده است، ولی امیدوارم که دست خالی نمانده باشید و حداقل کمی بیشتر از گذشته به سال قبل فکر کرده باشید و از حوادث تلخ و شیرین آن تجربیات زیادی کسب کرده باشید، و نیز امیدوارم که تصمیم بر متحول شدن و نو شدن در سال جدید داشته باشید. بگذریم... چند روزی را به مسافرت خواهم رفت، اگر خدا توفیق بدهد در هر شهری که بتوانم وبلاگم را به روز خواهم کرد!

نوشته شده توسط جلال زاده در 23:52 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم فروردین 1386

سلام، سلامی از جنس دوباره!!

غیبت طولانی مدتی برای وبلاگم داشتم، اما اکنون آمده ام تا با جدیت بیشتری به اوضاع و احوال وبلاگم برسم تا از این حل سکون و درجا زدن نجاتش دهم. مرا با نظرات خود یاری نمایید./

نوشته شده توسط جلال زاده در 14:27 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم فروردین 1386

سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد...

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است که هر ساله بر پا می شود. و هر ساله از آن سخن می رود. بر اساس روایات پهلوی ذکر شده در شاهنامه فردوسی چنین به نظر می آید که نوروز از عهد جمشید (نخستین پادشاه ایرانی) جشن ملی ایرانیان بوده است. فروردین ماه به سبب باورها و آیینهای ویژه ای که از گذشته های دور وجود داشته، یکی از دلایل حرمت گذاشتن به آن این بوده که باور داشتند نخستین روز فروردین، همزمان با حرکت و جنبش گیتی و پای گرفتن گیتی و هستی است. این ماه ماه نزول باران و شکفتن گلها و برگ دادن درختان و زاد و ولد حیوانات اس. می گویند خداوند، افلاک را پس از آنکه مدتی ساکن بودند در این روز به گردش درآورد  ستارگان و آفتاب را آفرید. بر اساس روایتی از امام صادق(ع) در این روز، خداوند از بندگان پیمان گرفت تا او را پرستش کنند و برای او شریک قائل نشوند و دستوراتش را بپذیرند، پس آفتا طلوع کرد و بادهای بارور کننده وزیدند و گلها در زمین پدید آمدند. حتی در کتاب برهان قاطع گفته شده که حضرت آدم(ع) در این روز خلق شده است. ششم فروردین ماه نیز روز بزرگی است، چون بنا به روایت، زردشت، در این روز به دنیا آمده است. گروهی هم معتقدند در این روز خداوند مشتری را آفرید و زردشت توفیق یافت با خداوند مناجات کند. نوروز به سبب خاصیت های بسیار زیادش به «روز امید» هم معروف است. نوروز همان طور که می دانیم، جشن آزادی و برابری میان همه مردم و مزده برافتادن نظام تبقاتی و رهایی از دیو سالاری است.

نوشته شده توسط جلال زاده در 14:24 |  لینک ثابت   •