دوشنبه هفدهم بهمن 1384
دست خدا بر سر ماست خامنه ای رهبر ماست ...
![]()
امام خامنه ای:
عاشورا يك حادثهى تاريخىِ صِرف نبود؛ عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود. حضرت ابىعبداللَّه (عليهالسّلام) با اين حركت يك سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. اين سرمشق فقط شهيد شدن هم نيست؛ يك چيزِ مركب و پيچيده و بسيار عميق است. سه عنصر در حركت حضرت ابىعبداللَّه (عليهالسّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
یادی از سردار شعر شیعه حاج محمدرضا آقاسی
…
سلام بر تو و بر نیزه ای که حامل توست
به محملی که درونش تمامی دل توست
سلام بر حسین (ع) سرور آزادگان جهان
و سلام بر شاعری آزاده که دست به دامان حسین (ع) است و بس ؛
سلام بر او که عطر یاس را در کربلا استشمام کرده است ، جانبازی عباس( ع ) را به نظاره نشسته است و بوسه ای از دست آنها چیده است.
سلام بر او که درنگاهش :
کربلا سنتور اسرار خداست
شرح هفتاد و دوسرازهم جداست
سلام بر او که می دانیم و خود نمی داند که چیست ؟ آن چنان که می گوید :
نمی دانم چه هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می دهد به دستم
نه دهبل ، نه فرزدق ، نه کمیتم
ولیکن خاک پای اهل بیتم
سلام بر او که قلم درستش برای خوشنویسی نیست ، برای حق نویسی است چرا که :
بلوغ خوشنویسی حق نویسی است
مقید خوانی و مطلق نویسی است
خوشا آنانکه از او می نویسند
زخط و خال و ابرو می نویسند
سلام بر او که ...
هر کجا یاد و خاطره شهیدان جاری است ، شعرهای محمد رضا آقاسی برتارک آن می درخشد.
هر کجاعلم خیمه سید الشهدا (ع) برپاست. اوست که فریاد بر می آورد :
بی سر و سامان توام یا حسین (ع)
دست به دامان توام یا حسین (ع)
هر کجا نام امیر عشق ، مولای عاشقان ، علی (ع) لبها نقش بسته است ، محمد رضا شیعه نامه بردلهای عاشقان می بارد ، چنانکه :
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بارش ابر کرامت بر کویر
و هر کجا که پدر شهیدی بانوای غریبانه دل خویش ، مشغول :
من بال و پر شهید را می بوسم
پا تا به سر شهید را می بوسم
دستم نرسد اگر به دامان شهید
دست پدر شهید را می بوسم
هر کجا مادر شهیدی به یاد فرزند شهیدش از آسمان ابری چشمانش باران دلتنگی می بارد و محمدرضاست که می گوید :
ای دوست ، به خنجر شهیدان صلوات
بر قامت بی سر شهیدان صلوات
از دامن زن مرد به معراج رود
بردامن مادر شهیدان صلوات
هر کجا فرزند شهیدی عاشقانه های خویش را می سراید ، درد دل محمد رضا چنین سر می زند که :
به من می گفت فرزند شهیدی
که بابای شهیدم راندیدی ؟
هر کجا مهر ولایت ، دردلهای مومنان پرتو افشانی می کند ، عطر نفس محمد رضا آقاسی این گونه جاری است که :
ولایت بی ولا معنا ندارد
نجف بی کربلا معنا ندارد
هر کجا عشق خدایی تکنوازی می کند ، سخن محمد رضاست که از زبان شیعیان چنین طلوع می کند :
شیعه یعنی عشقبای با خدا
یک نیستان تکنوازی با خدا
ای جنگ چه شد که قهر کردی؟
درکام امام (ره) زهر کردی
این مرز میان مرد و نامرد
گر مرد رهی دوباره بر گرد
محمد رضا را با شعر آشنا کرد و شعر محمد رضا را با ولایت و شهادت . آغاسی ، محمد رضا اندیشه های من است . اندیشه هایم با شعرهایش در عشق ازلی گره خورده است. شعرهایی که هماره پایدار و ماندگار است و او همچون شعرهایش ، تا همیشه زنده و جاوید است.
محمد رضا آقاسی در برهه ای از زمان ظهورکرد که عامه مردم را با شعر پیوند داد و آن هم با شعر پایداری ؛ فرهنگ و ادبیات آیینی این دیار ، زحمات و خدمات محمد رضا را درتاریخ خود به روشنایی خورشیدی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ثبت و ضبط کرده است.
یکی از ویژگیهای شاخص محمد رضا مرکب خوانی است . بدین سان که در یک دوره شعر خوانی چندین قالب شعری را یکی از پس دیگر می خواند بدون اینکه رشته کلام درذهن مخاطب از کف برود . بی تردید یکی دیگر از ویژگیهای مهم شعرهای محمد رضا شینداری بودن آن است چنانکه مخاطب با خیلی از اشعار نوشتاری اش آن ارتباط عمیق و اثر گذار را بر قرار نمی کند و اینچنین است که دلهای مخاطبانش دفتر شعرهای اوست .وقتی شعر می خواند گویی تمام وجودش هم نوا با او شعر می خواند و اینگونه غوغایی در دلهای مخاطبان می افکند اما خودش می گوید :
تا نباشد جذبه ، روشن نیستم
این که غوغا می کند من نیستم
من چون مجنونم که در لیلای خود
نیستم در هستی مولای خود
امید که بتوانیم آن گونه که باید ، راهش را رهرو باشیم ، خدایش رحمت کند.
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
کیست که سرود قربان را بخواند
بسم رب الحسین
یا ممسک یدی ابراهیم عن ذبح ابنه
محرم باید پس از ذی الحجه باشد، نه به حکم تقویم، به حکم آسمان حسین (ع) باید عرفه را می سورد زیر طاق نصرت آبی فیروزه ای آسمان تا با کجاوه ی سرخ غروب آسمان عروج کند بر بلندای نیزه ها قوم به حج رفته، هم می آیند م و محرم می شوند و طواف می کنند بین صفا و مروه ورمی می کنند شیاطین را و نه جان خویش و نه جان پسران خویش، که گوسفند را قربانی می کنند به تبعیت ابراهیم.
کیست که از ذی الحجه بگذر به سوی محرم؟
کیست که از ابراهیم عبور کند به تبعیت ا ز حسین؟
کیست که سرود قربان را بخواند در مقام نینوا؟
کیست که صدای حسین را بشنود: «کیست مرا یاری کند؟»

